عبقريهء يازدهم [ متوسّلين به حضرت ]
در حكايات كسانى است كه در غيبت صغرا يا كبرا در رفع نايبه و دفع داهيّه به امام عصر - عجّل اللّه فرجه - متوسّل شدهاند و توسّل آنها به ديدن اثر و فايدهاى به واسطهء رؤيت شخص شريف آن بزرگوار يا به رؤيت يكى از ملازمان آن درگاه ملايك اكتناه متعقّب شده و يا بدون واسطه ، بلكه حصول اثر و وصول به ثمر به مجرّد توسّل و تشبّث ، ذيل عنايت آن بزرگوار و بدون ديدن كسى از آن ناحيهء مقدّسه بوده است .
در اين عبقريّه ، چند ياقوتة مىباشد .
[ ورّام بن ابى فراس ] 1 ياقوتة
ورّام بن ابى فراس به امام عصر - عجّل اللّه فرجه - متوسّل مىشود و از توسّلش به آن بزرگوار اثر مىبيند .
سيّد جليل عظيم الشأن ، على بن طاوس - قدّس اللّه نفسه - در كتاب فرج الهموم فى معرفه نهج الحلال و الحرام من النجوم فرموده : مرا رشيد ابو العبّاس بن ميمون واسطى - درحالىكه ما به سمت سامرّه مىرفتيم - حديث كرد و گفت : شيخ ؛ يعنى جدّ من ، ورّام بن ابى فراس - قدّس اللّه روحه - متوجّه شد به جهت تألّم و ملالتى كه از مغازى پيدا كرده بود ، از حلّه متوجّه شد و در مشهد مقدّس در مقابر قريش ، دو ماه الى هفت روز ، اقامت نمود ، من نيز از بلد واسط به سوى سرّ من رأى متوجّه شدم و هوا به شدّت سرد بود . پس با شيخ ورّام در مشهد كاظمى مجتمع شديم و عزم خود را در زيارت براى