دست راست گرفت و به راه افتاد . اسب در نهايت تمكين از او متابعت كرد . سپس دست خود را بر زانويم گذاشت و فرمود : شما چرا نافله نمىخوانيد ؟ سه مرتبه فرمود : نافله ! نافله ! نافله ! و باز فرمود : شما چرا عاشورا را نمىخوانيد ؟ عاشورا ! عاشورا ! عاشورا ! سه مرتبه . بعد فرمود : شما چرا جامعه را نمىخوانيد ؟ جامعه ! جامعه ! جامعه ! و در وقت طىّ مسافت به نحو استداره سير مىنمود ، يك دفعه برگشت و فرمود : آنها رفقاى شما هستند كه در لب نهر آبى فرود آمدهاند ، مشغول وضو به جهت نماز صبح بودند .
پس از الاغ پايين آمدم كه سوار اسب خود شوم ، ولى نتوانستم . پس آن جناب پياده شد و بيل را در برف فرو و مرا سوار كرد و سر اسب را به سمت رفقا برگرداند ؛ من در آن حال به خيال افتادم اين شخص كه بود كه به زبان فارسى حرف مىزد و حال آنكه زبانى جز تركى و مذهبى ، غالبا جز مذهب عيسوى در آن حدود نبود . چگونه به اين سرعت مرا به رفقاى خود رسانيد ؟ پس در عقب خود نظر كردم ، احدى را نديدم و از او آثارى پيدا نكردم . سپس به رفقاى خود ملحق شدم .
[ چند نكته ]
اشارات اوّل : فضايل و فوايد نماز شب ، خارج از حدّ بيان و توصيف است ، براى آنكه فى الجمله بر دقايق و اسرار كتاب و سنّت ، اطّلاعى به هم رساند ، لكن در چند خبر تأكيد در بجا آوردن سه مرتبه رسيده است . شيخ كلينى « 1 » و صدوق « 2 » و شيخ برقى « 3 » از حضرت صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه رسول خدا به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام وصايايى كردند و آن جناب را به حفظ آنها امر نمودند و دعا كردند كه خداوند اعانتش نمايد . از جملهء آنهاست كه فرمود : بر تو باد به نماز شب ! بر تو باد به نماز
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 8 ، ص 79 .
( 2 ) . المقنع ، ص 131 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 188 .
( 3 ) . تفصيل وسايل الشيعه ، ج 4 ، ص 91 .