گفتند : وصىّ او ، على بن ابى طالب عليه السّلام ، آنگاه نظر انداختم ، ناگاه ناقهاى از نور ديدم كه بر آن هودجى بود كه ميان زمين و آسمان پرواز مىكرد .
پس گفتم : ناقه از كيست ؟
گفتند : از آن خديجه ، دختر خويلد و فاطمه دختر محمد صلّى اللّه عليه و إله .
گفتم : آن جوان كيست ؟
گفتند : حسن بن على عليه السّلام .
آنگاه متوجّه هودج شدم ، ناگاه ديدم رقعههايى از بالا مىريزد كه امان است از جانب خداوند - جلّ ذكره - براى زوّار حسين بن على در شب جمعه . آنگاه هاتفى ما را نداكرد كه آگاه باشيد كه ما و شيعيان ما در درجهء عاليه از بهشت هستيم . اى سليمان ! و اللّه اين مكان را مفارقت نمىكنم تا روح از جسدم مفارقت كند .
شيخ طريحى رحمه اللّه آخر اين خبر را چنين نقل كرده كه گفت : ناگاه ديدم رقعههايى نوشته از بالا مىريزد . پس سؤال كردم : اين رقعهها چيست ؟ گفت : اين رقعههايى است كه در آن امان از آتش است براى زوّار حسين در شب جمعه . پس از او ، رقعهاى طلب كردم . به من گفت : تو مىگويى زيارت آن جناب بدعت است ؛ به درستى كه تو آن را نخواهى يافت تا اينكه حسين عليه السّلام را زيارت كنى و بر فضل و شرافت او اعتقاد كنى . پس هراسان از خواب برخاستم و در همان وقت و همان ساعت قصد زيارت سيّد خودم حسين عليه السّلام را نمودم ، و از زيارت آن جناب دست نكشم تا روح از بدنم مفارقت كند .
[ سيد احمد رشتى ] 4 ياقوتة
مكاشفهء سيّد صالح تقى آقا سيّد احمد رشتى است .
چنانكه علامهء مذكور « 1 » در كتاب مزبور فرموده : جناب مستطاب تقى صالح ، سيّد احمد بن سيّد هاشم بن سيّد حسن موسوى رشتى كه شغلش تجارت و ساكن رشت است ،
هامش
( 1 ) . نجم الثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، ص 713 - 712 .