تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
در هفده سال قبل ، تقريبا به نجف اشرف مشرّف شد و با عالم ربّانى و فاضل صمدانى ، آقا شيخ على رشتى - طاب ثراه - كه از شاگردان شيخ انصارى مرحوم و آقاى ميرزاى شيرازى بود ، به منزل حقير آمدند و چون برخاستند ، شيخ از صلاح و سداد سيّد مرقوم ، اشاره كرد و فرمود : قضيّهء عجيبى دارد و در آن وقت مجال بيان نبود . پس از چند روزى با شيخ ملاقات كرد ، فرمود : سيّد رفت و قضيّه را با جمله‌اى از حالات سيّد نقل كرد ، از نشنيدن آن‌ها از خود او بسيار تاسّف خوردم ؛ اگرچه مقام شيخ اجل رحمه اللّه از آن بود كه اندكى خلاف در نقل ايشان برود و از آن سال تا چند ماه قبل ، اين مطلب در خاطر بود تا در ماه جمادى الاخرهء اين سال ، از نجف اشرف برگشته بودم ، از زيارت ائمّهء سامرّا مراجعت كرده ، در كاظمين سيّد را ملاقات كردم كه عازم عجم بود . پس شرح حال او را چنان‌چه شنيده بودم ، پرسيدم و همه را مطابق آن قضيّهء معهودهء نقل كرد و آن قضيّه چنان است كه گفت : در سال هزار و دويست و هشتاد به ارادهء حجّ بيت اللّه الحرام از دار المرز رشت به تبريز آمدم و در خانهء حاجى صفر على تاجر تبريزى معروف ، منزل كردم . چون قافله نبود ، متحيّر ماندم ، تا آن‌كه حاجى جبّار جلودار سدهء اصفهانى تنها به جهت طربوزن « 1 » بار برداشت ، از او حيوانى كرايه كردم و رفتم . چون به منزل اوّل رسيديم ، سه نفر ديگر به تحريص حاجى صفر على به من ملحق شدند ؛ يكى حاجى ملّا باقر تبريزى حجّه‌فروش ، معروف علما بود و حاجى سيّد حسين تاجر تبريزى و حاجى على نامى كه خدمت مىكردند ؛ پس به اتّفاق روانه شديم تا به ارزنة الروم رسيديم و از آن‌جا عازم طربوزن شديم و در يكى از منازل ، ما بين اين دو شهر ، حاجى جبّار جلودار به نزد ما آمد و گفت : اين منزل كه فردا در پيش داريم ، مخوف است ؛ امشب قدرى زود بار كنيد كه همراه قافله باشيد . چون در ساير منازل ، غالبا از عقب قافله به فاصله مىرفتيم ، پس ما هم تخمينا دو
هامش
( 1 ) . بندرى است در شوروى سابق .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 468 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي