از آنها با فساد عقيده مردند . اين انديشه و خيال طورى قوّت گرفت كه باعث تشويش و اضطراب بال گرديد ، تا آنكه شبى در خواب ديدم آن بزرگوار در مسجد هندى كه از مساجد معتبر نجف اشرف مىباشد ، تشريف دارند و آخر مسجد ايستادهاند و جمعيّت خلق ، اطراف آن حضرت را احاطه دارند و حقير در اوّل مسجد ، بين البابين ايستادهام ، به انتظار آنكه در وقت خروج ، شرفياب شوم .
ناگاه آن بزرگوار ، به ارادهء خروج تشريف آورده ، نزديك كه شد ، حقير خود را بر پاهاى مبارك آن بزرگوار انداخته ، گريان شدم و عرض كردم : فدايت شوم ، عاقبت امر من چگونه خواهد شد ؟
چون آن حضرت اين را ديد ، باعطوفت و مرحمت دست مبارك خود را دراز كرده ، دست مرا گرفت و با تبّسم و ملاطفه فرمودند : بىتو نمىروم و چنان فهميدم كه مراد آن است كه بىتو وارد بهشت نمىشوم . وقتى اين بشارت را شنيدم ، از غايت سرور بيدار شدم و بعد از آن از انديشههاى سابق ، آسوده خاطر شدم ، الحمد للّه .
[ ملامحمد حسن قزوينى ] 12 ياقوتة
خواب مرحوم حاجى ملّا محمد حسن قزوينى ، صاحب رياض الشهاده است كه الحق در تاريخ احوالات معصومين اربعة عشر اوّلين كتاب است ، آن مرحوم قزوينى الاصل و المولد ، حائرى الموقف و شيرازى الموطن بوده و از علماى عهد خاقان مغفور ، فتحعلى شاه قاجار است و ترجمهء او به نحو وافى در كتاب روضات الجنّات است . هركس بخواهد به آن كتاب رجوع كند .
بالجمله در كتاب مذكور بعد از ذكر جملهاى از معجزات واقع در سرداب منسوب به آن بزرگوار ، مىگويد : تعداد و حصر معجزاتى كه در اين عصر در سرداب مقدّس ظاهر شده ، ممكن نيست و آنچه براى خود مؤلّف اتّفاق افتاده اين است كه بعد از دعا و تضرّع در سرداب مقدّس ، حضرت را در خواب ديدم كه نوازشم فرمود و وعدهء