اهل نجف اشرف ، صداهاى آنها را از وادى السلام مىشنيدند .
از جمله ، مؤلّف اين رساله بود ، گويا الآن كه قريب چهارده سال از آن قضيّه مىگذرد ، صداى آنها دو گوش مرا پر كرده است . پس با همين هيأت او را وارد نجف اشرف نموده ، در حرم محترم حضرت امير عليه السّلام داخل شدند .
سيّد مزبور گويد : به حمد اللّه دو چشم آن زن نيكوتر از اوّلاند و آنچه ما ذكر كرديم براى دو بزرگوارى كه به آنها اشاره كرديم ، كم است ، زيرا از اين قسم كرامات ، بلكه بزرگتر اين ، از براى خدّام آن دو بزرگوار كه از صلحااند به اذن و اجازهء مولاى جليلشان واقع مىشود ، پس چگونه براى اعيان آل سيّد المرسلين ظاهر نشود ، اين ، آن چيزى است كه حقير مدرّس و خطيب در نجف اشرف ، سيّد محمد سعيد - اعاث اللّه على حبّهم امين - مطّلع شده ، انتهى .
[ حاجى محمد رازى ] 4 ياقوتة
خواب حاجى محمد رازى ، الرّاقى فى درجات الجنان الى اعلى المراقى است .
المعاصر المرحوم آقا خوند ملّا محمود عراقى در كتاب دار السلام از ثقهء جليل ، حاجى ميرزا محمد رازى نقل نموده كه اصل او از مشهد عبد العظيم و ساكن نجف اشرف مىباشد و خانهاش از جانب جنوب به صحن مقدّس متّصل است و مواظب طاعات و زيارات و حالت انزواست .
شرح واقعه ، اين است : حقير روزى در خانهء حاجى مزبور بودم ، اتّفاقا كلام در خصوص احوال امام عصر عليه السّلام و ذكر كسانى كه به شرف ملاقات آن حضرت فايز شدهاند ، به ميان آمد و هريك در اين باب سخنى گفتيم ، تا آنكه حاجى مزبور در اثناى كلام ذكر كرد : من بسيار شوقمند لقاى آن بزرگوار بودم و با خود مىگفتم اگر من هم در عداد شيعيان آن حضرت معدود بودم ، در خواب يا در بيدارى به شرف ملاقات او فايز مىگرديدم ، پس شايستهء آن نيستم و قصورى در من است و از اين جهت ترس و