ننوشتم . جواب آمد : پانصد درهم كه بيست درهم آن از مال خودت بود ، به ما و اصل شد .
[ على بن محمد سمرى ] 36 ياقوتة
در اين باب است كه على بن محمد سمرى خطّ آن جناب را ديده است .
در تفسير علوى ، آن بزرگواران ، در كتاب مذكور از على بن محمد سمرى روايت نموده كه به آن حضرت نوشته و از انواع علوم او سؤال كردم .
جواب بيرون آمد : علمنا ثلاثه ماض و غابر و حادث ؛ امّا الماضى فمفسّر و امّا الغابر ، فموقوف و امّا الحادث ، فقذف في القلوب و نقر في الأسماع و هو أفضل علمنا و لا نبىّ بعد نبيّنا ؛ علوم ما بر سه قسم مىباشد ؛ گذشته و آينده و حال . امّا گذشته ، آن باشد كه تفسير شده ، آينده ، موقوف باشد و حال ، آن باشد كه در دلهاى ما واقع و در گوشهاى ما داخل مىشود ، اين قسم ، از دو قسم ديگر افضل باشد و پيغمبرى بعد از پيغمبر ما نخواهد بود .
مؤلّف گويد : معاصر عراقى بعد از ذكر اين خبر در كتاب دار السلام گفته : مراد از اين كلمات ، از قرارى كه از اخبار ديگر مستفاد مىشود ، اين است كه يك قسم از علم ما آن است كه از تفسير كتاب خدا و سنّت رسول صلّى اللّه عليه و إله دانستهايم و قسم دوّم آن است كه فعلا حاصل نشده ، لكن اسبابى از خدا و رسول صلّى اللّه عليه و إله به ما رسيده ؛ مانند كتاب جعفر كه در اخبار وارد شده و در كتاب مشكوة النيّرين در باب مختصات امام ذكر كردهايم و از حضرت صادق عليه السّلام روايت است كه فرمودند : آن كتاب تا روز قيامت مشتمل بر علم بلايا و منايا و جميع ما كان و ما يكون است . پس از آن به موقوف تعبير نمودن ، به جهت آن است كه در وقت حاجت موقوف بر مراجعت باشد يا وقوف آن امور ، موقوف بر آن باشد كه بدا كه به اجماع اماميّه حقّ است ، در آنها واقع نشود ؛ چنانكه