[ احمد بن حسن كاتب ] 26 ياقوتة
در اين باب است كه احمد بن حسن بن احمد كاتب خطّ شريف آن جناب را ديده است .
نيز در كتاب مذكور از ابى محمد احمد بن حسن بن احمد كاتب ، روايت كرده است كه گفت : در مدينه بودم ، ظاهر آن است كه مراد ، مدينة السلام بغداد باشد ، به قرينهء بعد كه شيخ على بن محمد سمّرى در آن سال وفات كرد . پس چند روز قبل از وفات او نزدش حاضر شدم . از صاحب الامر عليه السّلام توقيعى به سوى او بيرون آمد كه نسخهاش اين بود :
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم اى على بن محمد سمّرى ! خداوند ، اجر تو و برادرانت را عظيم نمايد ! زيرا تو تا شش روز ديگر وفات خواهى كرد ، امر خود را جمع كن و به احدى وصيّت مكن كه بعد از وفات تو به جايت بنشيند ، به درستى كه غيبت عامّه واقع شد و جز به اذن خداى تعالى ظهورى نيست و اين بعد از مدّت طولانى ، قساوت دلها ، پريشانى مردم و پرشدن زمين از ستم خواهد شد و زود است كه بيش از خروج سفيانى و صيحهء آسمانى ، هفتاد نفر از كسانى كه دعوى مشاهده مىكنند ، مىآيند و او ، كاذب و مفترى است و لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم .
گفت : اين توقيع را نسخه كرديم و از نزد او بيرون رفتيم ، روز ششم كه شد ، نزد او برگشتيم و او در حال احتضار بود ، به او گفتند : وصىّ بعد از تو كيست ؟
گفت : براى خداوند امرى است كه آن را به آخر مىرساند و وفات كرد ؛ اين بود آخر كلام او . « 1 »
هامش
( 1 ) . الثاقب فى المناقب ، ص 604 - 603 .