[ عازم سفر سامرا ] 29 ياقوتة
در اين باب است كه كسى كه قاصد رفتن به سامرّه بود ، خطّ شريف آن حضرت را در عكبر ديد و مراجعت نمود . « 1 »
صاحب ثاقب المناقب از محمد بن جعفر روايت كرده كه گفت : بعضى از برادران ما به عزم عسكر ؛ يعنى سرّ من رأى به جهت امرى از امور بيرون رفت . گفت : وارد عكبر شدم و من در حال نماز ايستاده بودم كه ديدم مردى آمد و كيسهاى مهر كرده پيش روى من گذاشت و من نماز مىكردم . از نماز كه فارغ شدم ، مهر آن كيسه را شكستم .
ديدم در آن رقعهاى است كه در آن شرح شده آنچه من براى آن بيرون آمده بودم ، پس از عكبر مراجعت نمودم .
[ محمد بن احمد ] 30 ياقوتة
در اين باب است كه محمد بن احمد خطّ آن حضرت را ديده است .
نيز از محمد بن احمد روايت كرده ، گفت : از بعضى از همسايگان خود شكايت كردم كه از او متاذّى بودم و از شرّ او ايمن نبودم . توقيع مبارك صادر شد : به زودى از تو كفايت امر او خواهد شد . پس خداى تعالى به مردن او در روز دوّم به من منّت گذاشت . « 2 »
[ خادم شخصى به نام عفيف ] 31 ياقوتة
در اين باب است كه خادم ، عفيفنامى ، خطّ شريف آن جناب را ديده است .
هامش
( 1 ) . ر . ك : مدينة المعاجز ، ج 8 ، ص 137 ؛ عيون المعجزات ، ص 134 .
( 2 ) . عيون المعجزات ، ص 134 .