مولاى مذكور داشت ، نقل كرد : روزى از آن مرحوم ، از ملاقات كردن حجّت عليه السّلام سؤال كردم مثل استاد او ، سيّد معظّم بحر العلوم اين گمان را از او داشتم ، پس همين واقعه را بدون اختلاف برايم نقل كرد .
[ حاجى ملا على تهرانى ] 7 ياقوتة
در اين باب است كه عالم ربّانى مرحوم حاجى ملّا على طهرانى نور آن جناب را در سرداب مطهّر ديده است .
ايضا علّامهء نورى در نجم ثاقب « 1 » نقل فرموده : مشافهت عالم عامل فخر الواخر و ذخر الاوايل ، شمس فلك زهد و تقوا و حاوى درجات سداد و هدى فقيه نبيل ، شيخنا الأجلّ حاجى ملّا على طهرانى ، خلف مرحوم حاجى ميرزا خليل طبيب - اعلى اللّه مقامه - كه حيّا و ميّتا مجاور نجف اشرف بود . به من خبر داد ؛ آن مرحوم اغلب سالها به زيارت ائمّهء سامرّا عليهم السّلام مشرّف مىشد و انس غريبى به سرداب مطهّر داشت ، از آنجا استمداد فيوضات مىكرد ، در آنجا اميد رسيدن به مقامات عاليه داشت و مىفرمود : هيچوقت نشد زيارتى بكنم و كرامتى نبينم . در ايّام مجاورت حقير به سامرّه ، ده مرتبه مشرّف شدند و در منزل حقير منزل كردند ، آنچه مىديدند ، پنهان مىكردند و در ستر ، بلكه در ستر ساير عبادات اصرار داشتند .
وقتى التماس كردم از آن كرامات چيزى بگويند ، فرمودند : در شبهاى تاريك كه مردم همه در خواب بودند و صداى حسّ و حركتى از كسى نبود ، مكرّر به سرداب مشرّف مىشدم . در سرداب ، پيش از دخول و پايين رفتن از پلّهها نورى مىديدم كه از سرداب غيبت بر ديوار و دهليز اوّل مىتابد و از محلّى به محلّى حركت مىكند ؛ چنان كه گويى شمعى در دست كسى است و از مكانى به مكانى حركت مىكند و پرتو آن نور اينجا متحرّك است .
هامش
( 1 ) . نجم الثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، ص 760 - 759 ؛ بحار الانوار ، ج 53 ، ص 257 .