باشد ، بنابر آنكه آن كلمات از انشاآت او باشد ؛ چنانكه ظاهر هم همين است ، ولى مىتوان گفت : اين معجزهء مهدويّت است ، اگرچه همهء آن بزرگواران نور واحداند ، لذا ما آن را ضمن اين باب مكاشفات قرار داديم و درج نموديم ؛ مؤيّد اين مقال دو قرينه است :
قرينهء اول : معاصر مذكور خودش ضمن قصّهء ملّا قاسم رشتى طهرانى كه ما در ياقوتهء چهارم از عبقريّهء ششم نقل نموديم ، ذكر كرده : چون آن حضرت دعاى عام را تعليم داد ، فرمود : بگو ؛ يا محمّد يا على يا فاطمة يا صاحب الزمان ادركنى و لا تهلكنى !
ملّا قاسم گويد : قدرى صبر كردم ، فرمودند : اين عبارت را غلط مىدانى ؟
عرض كردم : بلى چون خطاب به چهار نفر است ، مىبايست فعل بعد از آنها جمع گفته شود .
فرمودند : خطا گفتى ، اينجا ناظم كل ، حضرت صاحب الامر - عجّل اللّه فرجه - است و غير در ملك او تصرّفى ندارد ، محمد و على و فاطمه عليهم السّلام را به شفاعت ، نزد آن بزرگوار مىخواهيم و از او به تنهايى استمداد مىكنيم ، بناء على هذا غاثه ملهوف و اعانت مظلوم و ارشاد ضالّ ، از وظايف آن بزرگوار در زمان غيبت است ؛ چنانكه تفصيل اين مطلب در عبقريّهء يازدهم اين بساط مبيّن گردد ، پس نجاتدهندهء آن بحرينىها ، جز امام زمان يا يكى از ملازمانش ، كس ديگرى نبوده است .
قرينهء دوم : معاصر نورى - نور اللّه مرقده - نظير همين معجزه را در نجم الثاقب ذكر نموده و آن را حكايت هشتم از باب هفتم آن كتاب قرار داده كه در ذكر حكايات كسانى است كه در غيبت كبرا خدمت امام زمان رسيدهاند و چون مضمون آن حكايت مشتمل بر نحوى از مكاشفه و طىّ الارض است ، لذا آن را در همين مقام نقل مىنماييم .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 564
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٥٦٤