آنگاه مگسى را گرفتم و ميان حوض آب غرق نمودم و تا عصر ميان آن حوض بود .
چون به موت آن قطع پيدا كردم ، آن را از آب بيرون آورده ، بر بالاى زمين خشكى گذاشتم و شروع به خواندن سورهء فاتحه نمودم و دميدن به مگس نمودم به نيّت آنكه زنده شود . چون خواندن من از سى مرتبه متجاوز شد ، ديدم پاهاى مگس حركت و بال هاى خود را به آنها مسح كرد ، هنوز چهل دفعه تمام نشده بود كه مگس پرواز كرد و به هوا پريد .
با خود گفتم : شايد اين مگس نمرده بود و من به اشتباه موت او را تجربه كردم . روز ديگر مگسى گرفته ، ميان حوض آب فرو بردم ، از صبح تا ظهر ميان آب غرق بود ، آن را از آب بيرون آورده ، از ظهر تا عصر هم به روى زمين افتاده بود به نحوى موتش برايم قطع حاصل شد كه به مردنش قسم مىخوردم . سپس شروع به خواندن سورهء مباركهء فاتحة الكتاب نمودم ؛ هنوز چهل مرتبه تمام نشده بود كه آن مگس باذن اللّه تعالى از روى زمين به هوا پرواز كرد و رفت .
همچنين حكايت واعظ و گفتن او كه هركس بسم اللّه بگويد و از روى آب رود ، غرق نشود و گفتن جوان قروى و غرق نشدنش ، از مشهورات حكايات است .
مؤلّف حقير در مشهد مقدّس رضوى در يكى از مجالس كه صحبت صافى عقيده به ميان آمد ، حكايت منقولى از دار السلام نقل نمودم . سيّد جليلى از ائمّهء جماعت كه محلّ وثوق و اعتماد بود ، نقل كرد : ماهيان بسيارى در حوض منزل داشتيم كه به واسطهء انجماد آب حوض در زمستان ، تمام آنها مرده بودند ، يكى از آنها را نزد خود گذارده ، به قصد زنده شدن آن مشغول خواندن سورهء فاتحه شدم ، چند بار كه آن سورهء مباركه را تلاوت نمودم ، ماهى به حركت درآمد ، آن را در حوض انداختم ، مشغول شناگرى شد .
امر دوّم : اگرچه معاصر مذكور حكايت مسطور را از معجزات حضرت ثامن الائمّه عليه السّلام دانسته ؛ بنابر آنكه ، آن كلمات اخير كه اين ، معجزهاى بوده كه از مزوّر ايشان و امام غريبان ، حضرت رضا - عليه الالف التحية و الثناء - ظاهر گرديده ؛ از انشاآت خود آن مرحوم باشد ، همچنين صاحب قضيّه كه ميرزا محمد على صاحب
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 563
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٥٦٣