تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
يگانه‌اند . چون اين را شنيد ، مطمئن گرديد و محرمانه حديث مىكرد . در اثناى كلام به او گفتم : گمان دارم در بيتوتهء مسجد سهله مداومت دارى ، باعث آن‌چه بوده و از ثمرات آن ، چه ديده شده است ؟ اين را شنيد ، سكوت نمود ، معلوم شد همراهان را اهل راز نديد . او را گفتم : اينان هم اهل حال‌اند و از اين نوع مقال وحشت ندارند ، بلكه خريدارند . بعد از اطّلاع از حال ايشان ، ذكر نمود : امّا باعث اوّل بر اين كار ، آن بود كه دينى داشتم كه به ظاهر اسباب از اداى آن مأيوس و به سبب آن ، متفكّر و مهموم بودم ، اتّفاقا يك شب مرد جليلى را در خواب ديدم كه نزدم آمد و از همّ من پرسيد . گفتم : دينى دارم كه خيال آن مرا فارغ نمىگذارد . مرا به رفتن مسجد سهله امر نمود ، لذا بنا را بر آن گذاشتم كه چندگاه شب‌هاى چهارشنبه بروم ، چندى رفتم ، ديونم به اسباب غير عادّى ادا گرديد . چون در عمل اين اثر را ديدم ، بر آن عازم شدم كه يك اربعين به طريقهء مجاورين ، شب چهارشنبه به مسجد سهله بروم ، شايد چنان‌كه در آثار اين عمل معروف است ، به فيض شرفيابى حضرت قائم عليه السّلام فايز شوم ، پس شروع به آن كردم تا آن‌كه سى و نه شب چهارشنبه را موفّق شدم . اتّفاقا در شب چهارشنبهء چهلم ، با يكى از زيارت مخصوص حسينى معارض شد طورى كه هريك را قيام مىنمودم ، ديگرى فوت مىشد و عازم بر مداومت زيارت بودم ، لكن بعد از تأمّل ، ملاحظه كردم كه يك اربعين ديگر قضا و تدارك و استيناف عمل بيتوته مشكل است ، لاعلاج ، بيتوته را ترجيح داده ؛ شب چهارشنبه به مسجد سهله رفتم ، عادت داشتم بعد از اتمام عمل مسجد ، براى خواب بر بام مقامى كه در كنج غربى مسجد ، واقع در جهت قبله ، بالا مىرفتم ، آخر شب برخاسته ، مشغول نماز شب مىشدم . آن شب اكثر مجاورين براى زيارت مخصوص به كربلا رفته بودند ، مسجد خلوت بود ، معدودى هم كه اوّل شب براى عمل مسجد بودند ، بعد از فراغت از عمل به مسجد