فارغ شد ، باز به سوى ما آمد و نزد ما نشست ، انس گرفت و حديث كرد .
سپس فرمود : آيا مىدانيد زين العابدين در دعاى عقب نماز چه مىگفت ؟
گفتيم : نه ، ما را تعليم فرما !
فرمود ؛ او مىگفت : اللّهم انّى اسئلك باسمك الّذى به تقوم السّماء و الأرض و باسمك الّذى به تجمع بين المتفرّق و به تفرّق بين المجتمع و باسمك الّذى به تفرّق بين الحقّ و الباطل و باسمك الّذى تعلم به كيل البحار و عدد الرّمال و وزن الجبال ان تفعل بى كذا و كذا . اينرا فرمود و رفت .
ما به عرفات رفتيم و دعا كرديم ، سپس از عرفات كوچ كرده به مشعر و مزدلفه رفتيم و در آنجا بيتوته نموديم . رسول خدا را در خواب ديدم كه به سوى من نگريست و فرمود : آيا به حاجت خود رسيدى !
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 74
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٧٤