تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
محلّ عبور و جاى پاى او رفتيم ، تا آن‌كه به اوّل گردن‌گاه كه آن شخص را اوّل آن‌جا ديديم ؛ رسيديم ، آسوده شديم و اثر قدم او را از آن مكان به آن طرف نديديم ، با آن‌كه از زمان ديدن او و رسيدن ما به آن‌جا هوا در غايت صافى ، آفتاب طالع و نمايان و برف تازه‌اى غير از آن برف سابق نبود و عبور از ميان گردنگاه هم بدون آن‌كه قدم در برف جاى كند ، ممكن نبود و از آن بلندى تمام آن هموار ، نمايان بود ، نظر كرديم ولى آن شخص را ميان هموار هم نديديم . همگى همراهان از اين فقره متعجّب شدند و هرقدر در اطراف راه نظر انداختند كه شايد اثر قدمى بيابند ، نديدند ، بلكه از بالاى گردنگاه تا ورود به قريهء ارحام كه قريب به نيم فرسخ بود ، همّت را بر آن گماشتيم كه اثر قدمى بيابيم ، نيافتيم و نديديم . پس از ورود به آن قريه هم پرسيديم : امروز در اين قريه و اين طرف گردنگاه برف تازه باريده است ؟ گفتند : نه ، از اوّل روز تا حال هوا همين‌طور صاف و آفتاب ، نمايان بوده ، جز آن‌كه شب گذشته ، برف قليلى باريد . پس از ملاحظهء اين شواهد و آن اجابت و اغاثه بعد از استغاثه ، براى حقير ، بلكه براى همراهان به هيچ‌وجه شكّى نماند در اين‌كه آن شخص ، آقا و مولاى ما يا مأمور خاصّى از آن درگاه عرش اشتباه بود و اللّه العالم بحقايق الامور . اين ناچيز گويد : اين حكايت از حيث متوسّل شدن به آن بزرگوار و اثر ديدن ، مناسب عبقريّهء يازدهم است ؛ اگرچه از اين حيث كه معاصر مذكور و همراهانش آن وجود مقدّس را ديدند و حين تشرّف او را نشناختند ، مناسب اين عبقريّه است ، كما لا يخفى .

[ حاج ملا محمد جعفر تهرانى ] 38 ياقوتة

در اين باب است كه عالم جليل و فاضل بىبديل ، عامل عادل مرحوم حاج ملّا محمد جعفر طهرانى چال ميدانى آن حضرت را در غيبت كبرا مىبيند ولى آن بزرگوار