و نگاه داريد . رفقايم كسى را نديده ، در طرق و شوارع و سكان متفرّق شده ، از او تجسّس نمودند ، ابدا اثرى از او نيافتند ؛ انتهى .
[ مير سيد على سدهى اصفهانى ] 25 ياقوتة
در اين باب است كه مرحوم مغفرت لزوم ، سيّد العلماء الاعلام و سند الفقهاء الكرام الواصل الى رحمة اللّه الملك السبحان الحاج آقا مير سيّد على السدهى الاصفهانى آن بزرگوار را در غيبت كبرا مىبيند ولى حين تشرّف نمىشناسد .
ديدم به خطّ جناب مستطاب حجّة الاسلام آقاى حاج شيخ مهدى اصفهانى ، اخوى زادهء مرحوم آيت اللّه آقاى آقا نجفى اصفهانى - اعلى اللّه مقامه - كه عالم نبيل ، ثقهء جليل ، عابد زاهد ، مجاهد ، حاج مير سيّد على سدهى - اعلى اللّه مقامه - شفاها فرمود :
در مسافرت بودم ، به مشهد مقدّس رضوى عليه السّلام مىرفتم و دعا مىنمودم محضر امام عصر - ارواحنا فداه - شرفياب شوم .
وقتى صداى هاتف غيبى به گوشم رسيد كه وعدهء تشرّف را به ليلة التسميه فرمودند و در مراجعت در منزل خاتونآباد مريض بودم ، احساس نمودم شخصى به عيادتم آمده ، مدّتى صحبت فرمود ، از سخنش لذّت مىبردم ، از حالم پرسيد و وعدهء شفا داد .
پس از رفتنش سراغ گرفتم ، گفتند : كسى اينجا نيامد . باز صداى غيبى را شنيدم كه فرمود : مگر ليلة التسميه وعدهء ملاقات نبود .
[ سيد جواد خراسانى اصفهانى ] 26 ياقوتة
در اين باب است كه سيّد سند و ركن معتمد آقاى آقا سيّد جواد بن سيّد محمد رضا بن سيّد يوسف خراسانى اصفهانى آن بزرگوار را در غيبت كبرا مىبيند ولى حين تشرّف آن سرور را نمىشناسد .