عمر را به مجاورت قبر مطهّر حضرت معصومه عليها السّلام و در خدمت اين مرد بزرگ صرف كنيم .
من اين رأى را صوابى دانسته ، به زودى ، دار و مال و ملك خود را فروخته ، نقد نمودم و با زوجهء خود به سوى اين ولايت ، بار مسافرت بستم و چون وارد شدم ، دانسته شد كه جناب ميرزا دار فنا را وداع كرده و به دار بقا رحلت فرموده ، لذا از زمان ورود تا الان ملازمت قبر شريف او را اختيار كرده و تا جان در بدن دارم از اين مكان دست برنمىدارم ، بلكه آنرا مايهء افتخار خود مىدانم و مىشمارم .
راوى قضيّهء نقل معاصر مذكور كه نتيجهء عالم ربّانى حاج ملّا محمد ، معروف به كزاف سبحانى است كه اسم شريف ايشان حاج آقا حسين و از علماى معروف در آن بلد مقدّس بود ، تا دو سال قبل از تأليف اين كتاب هم در قيد حيات بودند ، بعد مرحوم شده ، چنين فرموده : آن مرد ابقعه را ملازمت نموده تا آن زمان كه وديعهء جان را تسليم كرد و در آن مكان مدفون شد .
[ برادر كليددار روضهء عسكريه ] 23 ياقوتة
در اين باب است كه سيّد شاهر ، برادر سيّد حسين ، كليددار روضهء مقدّسهء عسكريّه آن بزرگوار را در آن روضهء منوّره در غيبت كبرا مىبيند ولى آن حضرت را حين تشرّف ، نمىشناسد .
استادنا المحدّث النورى - نوّر اللّه مرقده الشريف - در دار السلام از ثقهء عدل امين ، آقا محمد ، متصدّى شموع روضهء مزبور حكايت نموده : سيّد شاهر مزبور ، كثيرا ما در خدمت برادرش سيّد حسين نيابت مىنمود كه منصب كليددارى مخصوص او بود و سيّد شاهر مذكور گفت : شبى در حرم شريف به نيابت برادرم سيّد حسين مشغول خدمت بودم ، تا آنكه تمام اشخاصى كه در حرم مطهّر بودند ، بيرون رفته ، احدى در آن مكان شريف باقى نماند ، من اراده كردم درهاى حرم را ببندم و يكى از درها را هم