تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
معاصر مرقوم بعد از ذكر اين واقعه فرموده ؛ مولّف گويد : حسب موجود نزد حقير از كتب انساب ، آن است كه اسم ذى الدمعه ، حسين و نيز پسر زيد شهيد ، پسر حضرت على بن الحسين عليهما السّلام به ذى العبره ملقّب بود و كنيّه‌اش ، ابو عاتقه است و براى آن به او ذى الدمعه مىگفتند كه در نماز شب ، بسيار مىگريست ، حضرت صادق عليه السّلام او را تربيت فرمود و علم وافرى به او عنايت نمود ، او زاهد و عابد بود و در سنهء صد و بيست و پنج وفات كرد و مهدى خليفه عبّاسى دختر او را گرفت ، او اعقاب بسيارى دارد و جناب سيّد به آن‌چه مرقوم داشتند ، اعرف‌اند .

[ سيد مهدى قزوينى ] 17 ياقوتة

ايضا در اين باب است كه سيّد جليل مذكور آن حضرت را در غيبت كبرا مىبيند ولى آن بزرگوار را حين تشرّف نمىشناسد . نيز به سند و شرح مذكور علّامهء مرقوم از ولد آن مرحوم نقل نموده كه فرمود : والد به من خبر داد و گفت : من بيرون رفتن به سوى جزيره را كه در جنوب حلّه بين دجله و فرات است به جهت ارشاد و هدايت عشيره‌هاى بنى زبيد به سوى مذهب حقّ ملازمت داشتم و همهء ايشان در مذهب اهل سنّت بودند و به بركت هدايت والد قدّس سرّه همه به سوى مذهب اماميّه - ايدهم اللّه - برگشتند و تاكنون به همان نحو باقىاند و ايشان بيش از ده هزار نفرند . فرمود : در جزيره مزارى معروف به قبر حمزه پسر حضرت كاظم عليه السّلام است ، مردم او را زيارت و برايش كرامات بسيار نقل مىكنند ، حول آن ، قريه‌اى است كه تقريبا مشتمل بر صد خانه و خانوار است . پس من به جزيره مىرفتم ، از آن‌جا عبور مىكردم و او را زيارت نمىكردم ، چون به صحّت به من رسيده بود كه حمزه پسر موسى بن جعفر عليهما السّلام با عبد العظيم حسنى در رى مدفون است . يك‌دفعه به حسب عادت بيرون رفتم و نزد اهل آن قريه مهمان بودم ، پس اهل