گفتم : پيش از فجر نزد من آمدى و از قبر حمزه كه او ابو يعلى حمزة بن قاسم علوى است ، مرا خبر دادى ؛ تو آنرا از كجا گفتى و از چهكسى اخذ نمودى ؟
گفت : و اللّه من پيش از فجر نزد تو نيامده بودم و پيش از اين ساعت تو را نديدم ، من شب گذشته بيرون قريه بيتوته كرده بودم - در جايى كه نام آنرا برد - قدوم تو را شنيدم و امروز به جهت زيارت تو آمدم .
به اهل آن قريه گفتم : الآن لازم شد به جهت زيارت حمزه برگردم ، شكّ ندارم شخصى كه ديدم ، صاحب الامر عليه السّلام بود . آنگاه من و جميع اهل آن قريه به جهت زيارت او سوار شديم ، از آنوقت اين مزار بالمرتبه ظاهر شد و شايع گرديد كه نسوان و رجال به جهت زيارت آن از مكانهاى دور به آنجا مىآيند .
اين ناچيز گويد : شيخ نجاشى در باب حاء از كتاب رجال « 1 » خود فرمود : حمزة بن قاسم بن على بن حمزة بن حسين بن عبيد اللّه بن عبّاس بن على بن ابى طالب عليه السّلام ابو يعلى ، ثقهء جليل القدر و از اصحاب ماست ، او احاديث بسيار روايت نموده است و كتابى دارد در حال كسانى كه از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كردهاند « 2 » ، از مردان و از كلمات علما و طبقات اجازات چنين معلوم مىشود كه از علماى غيبت صغرا و معاصر با والد صدوق على بن بابويه است و اللّه العالم .
[ سيد مهدى قزوينى ] 18 ياقوتة
ايضا در اين باب است كه سيّد جليل مذكور آن حضرت را در غيبت كبرا مىبيند ولى هنگام تشرّف آن بزرگوار را نمىشناسد .
نيز علّامهء مرقوم به سند و شرح مذكور از ولد آن مرحوم نقل نموده ، معاصر مذكور هم مشافهتا اين واقعه را از سيّد مرحوم شنيده كه فرمود : روز چهاردهم ماه شعبان از
هامش
( 1 ) . رجال النجاشى ، ص 140 .
( 2 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 48 ، ص 315 .