تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
يكى از آن‌ها كرامتى است كه شب چهارشنبه دهم ماه ربيع الاوّل سال نه‌صد و شش ما را به آن خبر داد كه او در منزلگاه رمله بود ، تنها به مسجدى رفت كه به جامع ابيض معروف است ، به منظور زيارت كردن ابنايى كه در غار آن‌جاست ، پس ديد در قفل است و احدى داخل مسجد نيست ، دست خود را بر قفل گذاشت و كشيد ، در باز شد ، سپس به داخل غار رفت و به نماز و دعا مشغول شد و اقبال به سوى خداوند براى او روى داد به حدّى كه انتقال قافله و رفتن ايشان را فراموش كرد ، آن‌گاه مدّتى نشست و داخل شهر شد . پس از آن به سوى مكان قافله رفت ، ديد آن‌ها رفته‌اند و احدى از ايشان نمانده ، در امر خويش متحيّر و در ملحق شدن به ايشان با عجز از پياده رفتن ، متفكّر ماند ، اسباب او را نيز با هودج بىقبّه‌اى كه داشت ، همراه برده بودند . پس تنها در پى ايشان رفت تا آن‌كه از پيادگى خسته شد ، به آن‌ها نرسيد و از دور نيز ايشان را نديد . در اين‌حال كه در تنگى و مشقّت افتاده بود ، ناگاه ديد مردى كه روبه او كرده ، به او ملحق شد و بر استرى سوار بود ، چون به او رسيد ، فرمود : در عقب من سوار شو و او را به رديف خود سوار كرد و چون برق گذشت . اندكى نكشيد كه او را به قافله ملحق كرد ، از استر به زير آورد و به او فرمود : نزد رفقاى خود برو ! او داخل قافله شد . شهيد فرمود : بين راه تجسّس كردم كه او را ببينم ، پس اصلا او را نديدم و قبل از آن نيز ، نديده بودم . « 1 »

[ مرد دلّاك ] 10 ياقوتة

در اين باب است كه مردى دلّاك آن حضرت را در غيبت كبرا مىبيند ولى آن بزرگوار را در حين تشرّف نمىشناسد .
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 53 ، ص 297 - 296 .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 359 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي