تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
تفضيل مىدهى ؟ حال آن‌كه تو مىدانى آن جناب صديق اكبر و فاروق از هر ، برادر رسول خداست صلّى اللّه عليه و إله و زوج بتول عليه السّلام است ، نيز مىدانى وقت فرار رسول خدا از ظلمه و فجرهء كفّار به سوى غار ، آن جناب بر فراش آن حضرت خوابيد و با آن حضرت در حالت عسر و فقر مشاركت نمود و رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : جز باب آن جناب ، درهاى صحابه را از مسجد سدّ فرمود . در اوّل اسلام براى شكستن بت‌ها ، على عليه السّلام را بر كتف شريف خود گذاشت و حق - جلّ و علاه - در ملأ اعلى فاطمه را به على عليه السّلام تزويج فرمود ، او با عمرو بن عبدود مقاتله نمود و خيبر را فتح كرد و به قدر برهم زدن چشم به خداى تعالى شرك نياورد به خلاف آن سه . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله على عليه السّلام را به چهار پيغمبر تشبيه نمود ؛ آن‌جا كه فرمود : هركه خواهد به آدم عليه السّلام در علمش نظر كند ، به نوح در حلمش ، به موسى در شدّتش و به عيسى در زهدش ، پس به على بن ابى طالب نظر كند . با وجود اين همه فضايل و كمالات ظاهرهء باهره و باقرابتى كه با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله داشت و با برگرداندن آفتاب براى او ، چگونه تفضيل ابى بكر بر على عليه السّلام جايز است ؟ چون رفيع الدين اين مقاله را از ابو القاسم استماع نمود كه على عليه السّلام را بر ابى بكر تفضيل مىدهد ، پايهء خصوصيّتش با ابو القاسم منهدم شد . بعد از گفتگويى چند ، رفيع الدين به ابى القاسم گفت : هر مردى به مسجد بيايد ، و به هرچه از مذهب من يا مذهب تو حكم كند ، اطاعت مىكنيم و چون عقيدهء اهل همدان بر ابى القاسم مكشوف بود ؛ يعنى مىدانست آنان همه از اهل سنّت‌اند ، لذا از شرطى كه ميان او و رفيع الدين واقع شد ، خايف بود ، لكن به جهت كثرت مجادله و مباحثه ، شرط مذكور را قبول نمود و با كراهت راضى شد . بعد از قرار شرط مذكور ، جوانى وارد شد كه از رخسارش آثار جلالت و نجابت پيدا بود ، و احوالش نشان مىداد كه از سفر مىآيد ، داخل مسجد شد ، گردشى كرد و بعد از آن نزد ايشان آمد . رفيع الدين در كمال سرعت و اضطراب از جاى برخاست و بعد از سلام به آن جوان سؤال كرد و امرى را كه ميان او و ابو القاسم مقرّر شده بود ، عرض نمود