مجتهد ، معاصر سلطان شاه عبّاس صفوى فرموده : در اواخر رسالهء خود كه در احوال اهل خلاف در دنيا و آخرت ، در مقام ذكر بعضى از مناظرات واقع ميان شيعه و اهل سنّت به اين عبارت تأليف كرده كه دوّم از آنها حكايت غريبى است كه در بلدهء طيّبهء همدان ، ميان شيعهء اثنا عشرى و شخصى سنّى واقع شده كه آنرا در كتاب قديمى ديدم و محتمل است حسب عادت ، تاريخ كتابت ، سىصد سال قبل از اين باشد ، در آن كتاب به اين نحو مسطور بود : مصادفت و مصافحت قديمى ، مشاركت در اموال و مخالطت در اكثر احوال و سفرها ميان بعضى از علماى شيعهء اثنا عشريّه واقع شد ، اسم او ، ابو القاسم محمد بن ابى القاسم حاسمى و يكى از علماى اهل سنّت كه اسم او ، رفيع الدين حسين است و هريك از اين دو مذهب و عقيدهء خود را بر ديگرى مخفى نمىكردند و بر طريق هزل ، ابو القاسم رفيع الدين را ناصبى مىخواند و رفيع الدين ، ابو القاسم را به رفض نسبت مىداد و در اين مصاحبت ، ميان ايشان مباحثهاى در مذهب واقع نمىشد .
تا آنكه در مسجد بلدهء همدان كه به آن مسجد عتيق مىگفتند ، ميان ايشان صحبت اتّفاق افتاد و رفيع الدين در اثناى مكالمه ، فلان و فلانى را بر امير المؤمنين عليه السّلام تفضيل داد ، ابو القاسم رفيع الدين را ردّ كرد و على عليه السّلام را بر فلان و فلان تفضيل داد ، ابو القاسم براى مذهب خود به آيات و احاديث بسيارى استدلال كرد و مقامات و كرامات و معجزات بسيارى ذكر نمود كه از آن جناب صادر شده بود و رفيع الدين قضيّه را بر او عكس نمود و براى تفضيل ابى بكر بر على عليه السّلام به مخالطت و مصاحبت او در غار و مخاطب شدن او به صدّيق اكبر در ميان مهاجرين و انصار استدلال كرد و گفت : ابو بكر ميان مهاجر و انصار به مصاهرت و خلافت و امامت مخصوص بود ، رفيع الدين نيز گفت : دو حديث از پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله است كه در شأن ابى بكر صادر شده ؛ يكى آنكه تو به منزلهء پيراهن منى . . . ، الخ و دوّم آنكه بعد از من از دو نفر ؛ يعنى ابو بكر و عمر پيروى كنيد .
ابو القاسم حاسمى بعد از شنيدن اين مقال از رفيع الدين گفت : به چه وجه و سبب ابو بكر را بر سيّد اوصيا ، سند اوليا ، حامل لوا ، امام انس و جنّ و قسيم دوزخ و جنّت
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 355
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٣٥٥