تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
كتاب يواقيت و جواهر ، بعد از كلماتى در بيان عقايد كه در باب چهارم گذشت ، گفته : پس عمر او ؛ يعنى مهدى عليه السّلام تا اين وقت كه سنهء نهصد و پنجاه و هشت است ، هفت‌صد و شش سال مىباشد .

[ محمد على نساج دزفولى ] 19 ياقوتة

در اين باب است كه زاهد متّقى و ناسك منزوى ، آقا مشهدى محمد على نسّاج دزفولى ، آن بزرگوار را در غيبت كبرا مىبيند و حضرت را حين تشرّف مىشناسد . به خطّ جناب مستطاب عمدة العلما الأعلام و ثقة المسلمين و الاسلام ، آقاى آقا ميرزا محمد باقر اصفهانى خواهرزادهء مرحوم حجّة الاسلام آقاى حاج آقا منير الدين البروجردى الاصفهانى - نوّر اللّه مرقده - ديدم بنابر آن‌چه براى درج در اين كتاب مستطاب براى اين احقر مكتوب داشته و جناب ايشان از سيّد سند ، اجّل أعظم فقيه و علّامه محقّق ، وجيه علم الأعلام بحر القمقام الثقة العدل الزكى ، آقاى حاج ميرزا محمد تقى - طاب ثراه - نقل فرموده‌اند و جناب ايشان هم از ثقهء معتمد جليل صالح ، حاجى خواجه طاهر شوشترى ، از تجّار مهم كه فعلا هم در اصفهان در قيد حيات مىباشند ، از شخص تاجر ثقه معتمد حاج محمد على نام نقل فرموده‌اند كه گفت : روزى ميان بازار بودم ، شخصى تاجر ، حاج محمد حسين نام به من رسيد و سؤال كرد : اهل كجاييد ؟ گفتم : اهل دزفول . چون اين را شنيد ، با من به مصافحه و معانقه و اظهار محبّت پرداخت و گفت : امشب براى غذا منزل من بياييد . من قدرى خوف كردم كه بلا سابقه منزل او بروم و تأمّل نمودم . اين مطلب را از حال من دريافت و گفت : اگر خوف داريد ، كسى را با خود بياوريد ، مانعى ندارد . من وعده دادم و او نشانى خانه را داد . شب كه رفتم ، ديدم تشريفات و تدارك زياد به‌جا آورده ، به من گفت : سبب اظهار محبّت من به شما به اين كيفيّت ، آن است كه من از دزفول شما فيض عظيمى برده‌ام ؛
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 325 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي