البتّه هرچه در آداب و احترام آنجا بكوشند ، بيشتر در آنجا خير بينند و محتمل است همهء آن مواضع در جملهء آن خانهها داخل باشد چرا كه خداى تعالى امر فرموده بايد مقام آنها بلند باشد ، نام خداى تعالى در آنجا مذكور شود و از كسانى كه بامداد و پسين در آنجا تسبيح حقتعالى گويند ، مدح فرمود ، اين مقام بيش از اين گنجايش شرح ندارد .
[ شيخ حسن عراقى ] 18 ياقوتة
در اين باب است كه شيخ حسن عراقى آن بزرگوار را در غيبت كبرا مىبيند و هنگام تشرّف مىشناسد .
استادنا المحدّث النورى در نجم ثاقب فرموده : شيخ عبد الوهّاب بن احمد بن على الشعرانى در كتاب لواقح الانوار في طبقات السادات الاخيار كه در آخر كتاب ، آنرا لواقح الانوار القدسيّه فى مناقب العلما و الصوفيّه نام نهاده ، گفته : از جمله ايشان شيخ صالح ، عابد زاهد ، صاحب كشف صحيح و حال عظيم ، شيخ حسن عراقى است كه در بالاى تپّه و مشرف بر بركهء رطلى مدفون است و او قريب صد و سى سال در مصر زندگانى كرد .
يكدفعه من بر سيّدم ، ابو العبّاس حريثى داخل شدم ، گفت : شما را به حديثى خبر دهم كه به وسيلهء مرا از حينى كه جوان بودم تا اين وقت امر مرا بشناسيد .
گفتيم : آرى .
گفت : من جوان امردى بودم كه در شام عبا مىبافتم و بر نفس خود مسرف بودم ؛ يعنى مشغول معصيّت بودم . روزى در جامع بنى اميّه داخل شدم ، ديدم شخصى بر كرسى نشسته و در امر مهدى عليه السّلام و خروج او سخن مىگويد . دلم از محبّت او سيراب شد و به دعا كردن در سجود خود مشغول شدم كه خداى تعالى ميان من و او جمع كند .
درنگ كردم و قريب يكسال دعا مىنمودم . پس بعد از مغرب در جامع بودم كه