تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
من برخاسته ، بيرون رفتم و بعد از آن ، ديگر آن كودك را نديدم . ابو نعيم گويد : من براى تحقيق اين خبر ، كامل را ديدم و همين تفصيل را از او شنيدم . شيخ ابو جعفر محمد بن جرير طبرى هم در كتاب خود اين خبر را به سند خود از كامل روايت كرده است .

[ يعقوب بن منفوس ] 9 ياقوتة

از ايشان يعقوب بن منفوس باشد ؛ چنان‌كه در تبصرة الولى از قاسم بن ابراهيم اشتر روايت كرده ، يعقوب بن منفوس گفت : بر مولاى خود حضرت عسكرى عليه السّلام داخل شدم ، در حالىكه آن بزرگوار نشسته بود و بر جانب راست او خانه‌اى بود كه بر آن پرده‌اى آويخته بودند . عرض كردم : اى آقاى من ! بعد از تو صاحب اين امر كيست ؟ حضرت فرمود : آن پرده را بردار ! چون پرده را برداشتم ، پسرى كه سنّ او ده ، هشت يا مثل آن بود ، با جبين گشاده و روى و چشمانى درخشنده و در خدّ راست او خالى نمايان و در سر او حلقه‌اى گيسو بود ، بيرون آمد و بر ران آن حضرت نشست . آن جناب به من فرمود : اين صاحب شماست . بعد از آن برخاست و به آن طفل فرمود : اى فرزند ! تا روز وقت معلوم داخل شو ! بعد از آن فرمود : يا يعقوب ! در خانهء من نظر كن . پس من داخل شدم و كسى را در آن نديدم . « 1 »

[ عبد اللّه يسورى ] 10 ياقوتة

يكى از ايشان عبد اللّه سيورى است كه ايضا در آن كتاب از او روايت نموده كه گفت : به بستان بنىهاشم رفتم ، پسرهايى را ديدم كه در آن‌جا ميان غدير ، بازى مىكردند و
هامش
( 1 ) . ر . ك بحار الانوار ، ج 52 ، ص 25 ؛ ينابيع المورة لغوى القربى ، ج 3 ، ص 325 .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 32 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي