مويى سبز و نه سياه روييده بود .
حضرت به من فرمود : اين صاحب شما مىباشد . سپس به كنيز فرمود او را بردارد ، ديگر او را نديدم تا آنكه حضرت وفات نمود . « 1 »
[ احمد بن اسحاق ] 12 ياقوتة
احمد بن اسحاق از جمله كسانى است كه آن سرور را در زمان حيات حضرت عسكرى عليه السّلام ديده است .
چنانكه در الزام الناصب « 2 » از بحار « 3 » ، از او روايت نموده كه گفت : خدمت ابى محمد الحسن بن على العسكرى عليه السّلام مشرّف شدم ، در حالى كه اراده داشتم از حضرتش ، از خلف بعد از او سؤال كنم .
پس آن حضرت ابتدا به من فرمود : يا احمد بن اسحاق ! بهدرستى كه خداوند تبارك و تعالى ، از روزى كه آدم را خلق فرموده تاكنون ، زمين را خالى از حجّت نگذاشته و نيز آنرا از حجّت تا روز قيامت خالى نخواهد گذاشت ؛ چرا كه به واسطهء حجّت بلا از اهل زمين دفع مىشود و به واسطهء او زمين ، بركاتش را مىروياند .
احمد بن اسحاق گويد : من گفتم : اى پسر رسول خدا ! امام و خليفهء بعد از شما كيست ؟
چون آن سرور اين را شنيد ، از جا برخاسته ، داخل حجرهاى شد ، چيزى نگذشت بيرون آمد در حالى كه بر روى شانهء مباركش پسرى بود كه صورتش چون ماه شب چهارده بود و به نظرم آمد از پسرهايى است كه عمر آنها سه سال باشد .
حضرت عسكرى عليه السّلام فرمودند : اى احمد بن اسحاق ! اگر تو نزد خداوند و حجج او گرامى نبودى ، همانا اين پسرم را به تو نشان نمىدادم . به درستى كه اين پسر ، همنام و
هامش
( 1 ) . ر . ك : الكافى ، ج 1 ، ص 329 ؛ كمال الدين و تمام النعمة ، ص 436 ؛ الغيبة ، ص 233 .
( 2 ) . الزام الناصب فى اثبات الحجة الغائب ، ج 1 ، ص 404 - 403 .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 24 - 23 ؛ ر . ك : كمال الدين و تمام النعمة ، ص 385 - 384 .