ديدم آن جناب به مقام حضرت صاحب الامر - عجّل اللّه فرجه - رفت و زمانى با امام ، گفتگويى داشت . از آن جمله مسألهاى از آن جناب پرسيد . آن جناب فرمودند : در احكام شرعى به ادلّهء ظاهره ، مأمور مىباشيد و مكلّف شما همان چيزى است كه از آن ادلّه استفاده كردهايد و به احكام واقعى مأمور نيستيد .
كرامت ششم
شيخنا العلّامة النورى - نور اللّه مرقده - در كتاب دار السلام از مصباح المتهجّدين و صاحب العدل و الديانة و الدين ، آقا سيّد محمد هندى ، از اوثق ائمّهء جماعت در حرم امير المؤمنين عليه السّلام بود . او از شيخ محمد خزعلى كه مردى زاهد و عالم و باورع بود و او از سيّد سند عماد ، آقا سيّد جواد عاملى نقل نموده : در شبى وقتى سفرهء طعام گسترده بود ، سيّد جواد مذكور نشسته بود كه غذا تناول نمايد ، ناگاه صداى دقّ الباب شنيده ، دانست خادم سيّد بحر العلوم است ، في الفور آمد و در را باز كرد .
آن خادم عرضه داشت : سيّد در سر خوان طعام نشسته ، مىخواهد غذا تناول كند ، منتظر شماست .
پس سيّد جواد مرحوم باعجله حضور سيّد بحر العلوم شرفياب شد ، چون نظر بحر العلوم به او افتاد ، فرمود : آيا از خدا نمىترسى ؟ آيا از خدا حيا نمىنمايى ؟
سيّد عرض كرد : مگر چه حادثهاى روى داده ؟
فرمود : مردى از برادران دينى تو ، امروز هفت روز است كه از بقّالى خرماى زاهدى نسيه كرده و جهت قوت خود و عيالش آورده و در اين هفت روز ، غير از خرماى زاهدى چيزى نخوردهاند ، نه نان گندم و نه برنج ، امروز هم كه رفته قدرى خرماى زاهدى براى قوتش نسيه كند ، بقّال به او گفته قرض تو به اين مبلغ رسيده ، او حيا كرده ، دست خالى به منزل برگشته و امشب بىشام و بىغذاست ، آنوقت تو در نعمت هستى و مىخواهى امشب غذا تناول نمايى ، حال آنكه آن ، فلان شخص است كه با تو مراوده دارد و تو او را مىشناسى .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 284
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٢٨٤