حاضر در مجلس به من اشاره كرد كه سرّ توقّف را از آن جناب سؤال كنيم .
گفتم : نه ، تو از ما نزديكترى .
سپس جناب سيّد ملتفت من شده ، گفت : در چه گفتگو مىكنيد ؟
من نزد ايشان جسارتم از همه زيادتر بود .
گفتم : ايشان مىخواهند سرّ حالتى كه در نماز بر شما عارض شده بود را بفهمند .
فرمود : به درستى كه حجّت - عجّل اللّه فرجه - به جهت سلام كردن بر پدر بزرگوارش داخل روضه شد ، لذا از مشاهدهء جمال انور آن حضرت ، آن حالت به من دست داد ، تا آنكه از روضهء بيرون رفتند .
[ علامهء بحر العلوم ] 11 ياقوتة
ايضا در اين باب است كه سيّد معظّم له حضرت را در غيبت كبرا مىبيند و آن حضرت را هنگام تشرّف مىشناسد .
نيز در كتاب مذكور از مولاى مزبور نقل نموده : روزى جناب بحر العلوم - طاب ثراه - وارد حرم امير المؤمنين عليه السّلام شد و به اين بيت ترنّم كرد : چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنيدن ، از سيّد سبب خواندن اين بيت را سؤال كردم .
فرمود : چون وارد حرم امير المؤمنين عليه السّلام شدم ، حجّت - عجّل اللّه تعالى فرجه - را ديدم كه در بالاى سر ، به آواز بلند قرآن تلاوت مىفرمود . چون صداى آن بزرگوار را شنيدم ، آن بيت را خواندم ، وقتى وارد حرم شدم ، قرائت را ترك نمودند و از حرم بيرون رفتند .
اين ناچيز گويد : سيّد مرحوم مذكور ، به كرات حضور باهر النور امام عصر - عجّل اللّه فرجه - شرفياب شده و آن بزرگوار را حين تشرّف نشناخته ، ما كيفيّت آنرا در ياقوتهء بيست و دوّم عبقريّهء ششم ذكر نمودهايم ، مراجعه شود .