سه قسمت نمود ، يك قسمت را براى عروس داد و دو قسمت را سيّد با داماد صرف كردند .
كرامت سوم
ايضا در كتاب مذكور « 1 » آمده : زمانى آن بزرگوار در مسجد كوفه بودند . روزى آن بزرگوار به ملازمان و اصحاب فرمودند تا طعامى تدارك ببيند كه الان فلان مقدار سوار ، مىرسند و ايشان گرسنهاند . ايشان به حسب فرمودهاش طعامى تدارك نمودند ، ناگاه همان عدد كه فرموده بود ، بىكموبيش وارد شدند ، از خوان احسان آن بزرگوار متنعّم و متلذّذ شدند و رفتند .
كرامت چهارم
ايضا در كتاب مذكور « 2 » از سيّد سند و ركن معتمد ، سيّد جواد عاملى صاحب كتاب مفتاح الكرامة در شرح قواعد علّامه ، از تلامذهء سيّد بحر العلوم و شيخ صاحب جواهر الكلام در بدايت امر ، زمانى كه نزد سيّد جواد مذكور ، تلمّذ نموده ؛ نقل كرد كه گفت :
شبى ديدم استاد بحر العلوم در صحن حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را باز كرده ، به سمت حرم آن حضرت روانه شد و مرا نديد ، من نيز دنبال او رفتم . در رواق با اينكه مقفّل بود ، برايش گشوده شد ، از آنجا گذشت بهجانب حرم روانه شد و در حرم باز شد .
آنگاه بر جدّش سلام كرد و جواب سلام از مرقد منوّر برآمد ، من ترسيدم و برگشتم .
كرامت پنجم
ايضا در كتاب مذكور « 3 » از سيّد مزبور نقل نموده : شبى استادم بحر العلوم ، از دروازهء شهر نجف بيرون رفت ، من نيز عقب او روان شدم تا داخل مسجد كوفه شديم .
هامش
( 1 ) . قصص العلماء ، ص 217 .
( 2 ) . همان ، ص 216 .
( 3 ) . همان ، ص 217 .