تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
معتقد بودند و در خصوص او امر را بر ديگران مشتبه مىنمودند - مانند ابو بكر بغدادى - تبرّى نمودند . ما سخنانى كه او ادّعا مىكرد به او پيغام كرديم ، او آن‌ها را انكار نموده ، سوگند ياد كرد كه اين‌گونه اعتقاد ندارم . سوگندش را باور و گفته‌اش را قبول تا آن‌كه به بغداد آمده ، به ابى دلف ميل نمود و از طايفهء شيعه رو گرداند ، در وقت مردن هم به او وصيّت كرد . بنابراين در اين‌كه او با ابو دلف هم‌مذهب بوده شك نكرديم ، آن‌گاه بر او لعنت و از او تبرّى نموديم ، زيرا ما اعتقاد داشتيم هركس بعد از سمّرى ادّعاى نيابت نمايد ، كافر است و تلبيس كنند ، گمراه و گمراه‌كننده و باللّه التوفيق . « 1 » در آن كتاب است كه مؤلّف گويد : چنين سخنى از مثل اين شيخ جليل ، بر اين دلالت كند كه ابو دلف علاوه بر ساير عقايد باطله‌اش ، مدّعى نيابت و بابيّت بوده . زيرا چون ابو بكر را با او هم‌مذهب دانسته ، پس او را مدّعى بابيّت گفته ، چون گفته سبب لعن او آن است كه هركس بعد از سمرّى ادّعاى نيابت نمايد ، كافر است . پس به مقتضاى اين خبر و اخبار ديگرى كه ذكر شد ، ابو بكر بغدادى نيز در اوايل غيبت كبرا ادّعاى بابيّت كرده و پيش از ابى دلف مرده ؛ اگرچه در اين ادّعا به ظاهر تابع او بوده ، لذا او را اوّل مدّعى اين مقام شمرديم ، از اين كلام و ساير اخبار ظاهر شد .

[ ابو دلف ] 8 ياقوتة

هشتمى از ايشان ابو دلف مذكور بوده كه بعد از ابو بكر بغدادى ، ادّعاى وكالت و بابيّت نموده ؛ يعنى بعد از مردن او ، كسى كه مدّعى اين مقام بوده ، او است ، اگرچه در اوّل دعوى با ابو بكر معاصر بوده است . شيخ طوسى در كتاب غيبت « 2 » از ابو نصر هبة اللّه بن محمد بن احمد كاتب ، پسر
هامش
( 1 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 412 . ( 2 ) . همان ، ص 414 .