از جانب شيخ در بعضى امور منصوب بوده ، غلط كرده ، بلكه او فقيهى از فقهاى ما بود و چون كفر و زندقه از او بروز كرد ، توقيعى در حقّ او در خصوص لعن و تبرّى از او و تابعيناش بهدست شيخ ابو القاسم بيرون آمد .
هارون بن موسى گفته : ابو على نسخهء توقيع را برداشت و كسى از مشايخ را نگذاشت ، مگر آنكه بر او خواند . بعد از آن ، نسخه كرده به شهرها فرستاد تا آنكه اين واقعه ، ميان شيعه اشتهار يافت و همه بر لعن و تبرّى از او اتّفاق نمودند ، اين در سال سىصد و بيست هجرى واقع شد .
[ ابو بكر بغدادى ] 7 ياقوتة
هفتمى از ايشان ابو بكر بغدادى ، پسر برادر شيخ ابو جعفر محمد بن عثمان عمرى بوده است .
به مقتضاى جملهاى از اخبار و آثار ، بعد از على بن محمد سمّرى ادّعاى اين مقام نموده است كه به اتّفاق اصحاب ، اوّل زمان غيبت كبرا بوده و باب سفارت و وكالت مسدود شده و چنانكه از توقيع رفيع دانسته شد مدّعى اين مقام بر خدا و رسول و امام خود ، كاذب و مفترى مىباشد .
شيخ طوسى رحمه اللّه در كتاب غيبت « 1 » از ابو محمد هارون بن موسى از ابى القاسم حسين بن عبد الرّحيم ايزاء روايت كرده ، او گفته : روزى پدرم عبد الرّحيم ، مرا در خصوص امرى كه ميان من و ابى جعفر محمد بن عثمان عمرى بود ، نزد او فرستاد . به مجلس وى حاضر شدم ، در حالى كه در آن مجلس ، جماعتى بودند كه در چيزى از اخبار ائمّهء اطهار ، گفتگو مىكردند . ناگاه ابو بكر بغدادى آمد ، تا ابو جعفر او را ديد ، به حضّار گفت :
گفتگو را موقوف داريد شخصى كه مىآيد ، از اصحاب شما نيست .
چنين حكايت شده كه ابو بكر بغدادى از جانب يزيدى در بصره وكيل بود ،
هامش
( 1 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 414 ؛ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 379 .