مطّلع شدند ، بعد از آن به صفوانى زياد احترام مىكردند ، او معجزاتى را كه قاسم بن العلا ديد و بر آن اطّلاع يافته ، حكايت كرده ؛ چنانكه سيّد بن طاوس در كتاب نجوم ، آنرا از كتاب قديمى كه در زمان وكلا نوشته شده ، روايت كرده است .
ديگر عبد الرّحمن بن محمد ناصبى كه بر قضيهء قاسم بن العلا و بينا شدن چشم او ، در زمانى كه قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - خبر داده بود و ساير امور غيبى اطّلاع يافت و به وجود و امامت آن حضرت معتقد شد و آن خبر ميان شيعه و سنّى اشتهار يافت ، قاضى با جمعى آمدند و قاسم را بعد از سالها كه نابينا ديده بودند ، بينا يافتند و بر موت او اطّلاع يافتند ، وقتى كه قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - خبر داده بود ، تفصيل آن در خرايج و بحار و كتب بسيار است .
ديگر حسن بن القاسم بن العلا ، بعد از فوت پدر تعزيهنامهاى براى او آمد و توقيع يافته بود كه دعاى پدرت در حقّ تو مستجاب شد و به توبه از شرب خمر توفيق يافتى و او را بهجاى پدر براى وكالت نصب فرمود .
ديگر ابو الحسن بن كثير نوبختى با جمع كثيرى از بنى نوبخت و غير آنان كه اطّلاع يافتند و روايت كردند ، چون در زمان معتضد تقيّه و فحص شديد شده بود ، از قم مال بسيارى بدون نوشته براى ابى جعفر عمرى آوردند ؛ ميان آن مال ، پارچهاى بود و حامل مال آنرا فراموش كرد . ابو جعفر گفت : فلانى پارچهاى به فلان علامت به تو داد ، آنرا نياوردى و آن ، ميان فلان عدل از دو عدل پنبه مىباشد كه در فلان كاروان سرايى به فلانى فروختى . حامل رفت و آن پارچه را از آن عدل پنبه بيرون آورد .
ديگر ابو الحسين محمد بن عبيد اللّه علوى از مشايخ زيديه ، رسول صاحب الامر - عجّل اللّه تعالى فرجه - را ديد و معجزات بسيار از او مشاهده نمود .
ديگر ابو بكر محمد بن ابى ورام از مشايخ حشويّه .
ديگر خواهرزاده ابو بكر بن نخالى عطّار از مشايخ صوفيه ، گفت : در شهر اسكندريّه خدمت قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - رسيدم .
ديگر رفيق ابو غالب زرارى كه با ابى غالب ، به معجزات بسيار از آن حضرت بر
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 169
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص١٦٩