ديگر حسن بن خفيف پدر او ، در كافى در باب مولد صاحب از او ، از پدرش روايت كرده : قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - خدمى را به مدينهء رسول صلّى اللّه عليه و إله فرستاد و دو نفر را براى خدمت ايشان ، همراه فرمود و به خفيف ، توقيع فرمود : با ايشان خارج شود . يكى از آن دو نفر در كوفه شرب خمر كرد و هنوز از كوفه بيرون نرفته بودند كه كتابى از آن حضرت آمد كه شارب مسكر را برگردانيد و او را از خدمت عزل فرمود . « 1 »
ديگر حسن بن فضل بن يزيد اليمانى كه از جمله مشايخ كلينى است و او و پدر او ، قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - را ديدهاند ؛ چنانكه در كمال الدين « 2 » روايت كرده و نيز به سند صحيح روايت كرده كه گفت : به سرّ من رأى وارد شدم ، پس كسراى به سوى من بيرون آمد كه در آن دنانير بود و دو جامهء آنرا ردّ كردم و بعد پشيمان شدم . سپس به سوى رسول بيرون آمد ، تو خطا كردى كه به او نگفتى ما اين را براى بركت و حرمت به موالى خود مىدهيم و گاهى آنرا از ما سؤال مىكنند و به آن تبرّكى مىجويند و به سوى من بيرون آمد كه در ردّ آن به ما خطا كردى و چون نادم شدى و استغفار كردى ، خداى عزّ و جلّ تو را مىآمرزد و چون نيّت كردى كه آنرا در طريق خود خرج نكنى ، آنرا به تو ردّ نكرديم ، امّا دو جامه را به تو ردّ كرديم تا در آن احرامبندى ، دو مسأله نوشتم و خواستم مسألهء سوّم را بنويسم ولى آنرا ترك كردم ، پس جواب هرسه مسأله آمد و ده معجزه و دلالت بر امامت در آن سال مشاهده كردم ، كلينى نيز آنرا در باب مولد قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - از حسن ، بىواسطه روايت كرده است .
ديگر حسين بن الحسن العلوى در كافى ، در مواضعى از او بىواسطه روايت دارد و شيخ طوسى روايت كرده كه در سرّ من رأى بر ابى محمد عليه السّلام وارد شدم و آن حضرت را به ولادت سيّدنا صاحب الزمان - عجّل اللّه تعالى فرجه - تهنيت گفتم . « 3 »
ديگر حسين بن على العلوى ، در كافى ، از او معجزهء قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - را بىواسطه روايت كرده است .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 310 .
( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 391 - 390 .
( 3 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 230 .