كنيزى را از ديلميّه مالك شود و از او دو ولد فقيه براى او باشد . لذا محمد و حسين از او تولّد يافتند كه دو فقيه ماهر بودند و ولد ديگر او حسن نام داشت ، او زاهد و عابد بود و با مردم خلطه و معاشرت نمىكرد .
شيخ طوسى از برادر كوچكتر صدوق ، ابى عبد اللّه الحسين روايت كرده كه گفت :
وقتى سنّ من كمتر از بيست سال بود در مجلس تدريس نشستم و گاهى ابو جعفر محمد بن على اسود در مجلس من حاضر مىشد ، وقتى سرعت جواب دادن مرا در حلال و حرام مىديد ، تعجّب مىكرد و مىگفت : تعجّب ندارد ، زيرا تو ، به دعاى امام تولّد يافتى .
ديگر صدوق محمد بن على بن بابويه است كه قريب به سىصد كتاب تصنيف كرده كه يكى از آنها من لا يحضره الفقيه از كتب اربعه است و غير از كافى ، در اعتبار نظير ندارد ، علّامه بحر العلوم رحمه اللّه در فوايد رجاليّه « 1 » فرموده : « و احاديثه معدودة في الصّحاح من غير خلاف و لا توقف من احد ، حتّى انّ الفاضل المحقّق الشيخ حسن ابن الشهيد الثانى مع ما علم من طريقة في تصحيح الأخبار يعدّ حديثه من الصحيح عنده و عند الكلّ » ؛ انتهى .
ديگر حسين ، برادر صدوق است كه از پدر و برادر خود روايت مىكند و كتابى براى صاحب ابن عباد نوشت و كتب ديگر هم دارد ، در خلاصهء علّامه است كه حسين ، كثير الروايت مىباشد ، از جماعتى و از پدر و برادر خود روايت مىكند و شيخ نجاشى توسّط ابن غضايرى از او روايت مىكند .
ديگر حسن ، برادر صدوق بود كه از عباد و زهّاد و اهل عزلت از ناس بود .
ديگر محمد بن على اسود قمى بود كه در دعاى حجّت واسطه بود و به درس حسين بن على بن بابويه حاضر مىشد و وجوهات شيعه به نوّاب حجّت مىرساند ؛ چنانكه در كمال الدين است و صدوق در ذكر او ، ترضيه مىگويد .
ديگر محمد بن يعقوب كلينى است كه نزد عامّه و خاصّه اوثق ناس بود و كتاب
هامش
( 1 ) . الفوائد الرجاليه ، ص 299 .