ملوط واقع مىشد و مىگفت : اين نيز از تواضع است . « 1 »
ديگر احمد بن هلال كوفى است كه توقيع به لعن او و برائت از او به يد ابى القاسم ابن روح صادر گرديد . « 2 »
ديگر حسين بن منصور حلّاج است كه اوّل ادّعا كرد باب صاحب الامر - عجّل اللّه تعالى فرجه - است ولى بعد كفريّات و الحاديّاتى از او ظاهر شد كه در كتب تواريخ و ملل شايع است . « 3 »
ديگر محمد بن على بن ابى الغراقر شلمغانى است ، شلمغان از واسط « 4 » است كه حجّاج بنا كرد ؛ چنانكه ياقوت حموى در معجم البلدان گويد : شلمغان بفتح اوّله و سكون ثانيه ، ثمّ ميم مفتوحه و غين معجمه و آخره نون ، ناحية من نواحى واسط الحجّاج و گويد : ابى الغراقر از آنهاست كه ادّعا كرد لاهوت در او حلول كرد و ابن مقله محمد بن على ، وزير مقتدر در ذى القعده سال سىصد و بيست و دو او را با ابراهيم بن محمد ، صاحب كتاب تشبيهات كه او را إله مىدانست .
بازداشت نمود و حكايت لطيفى در باب شلمغانى آورد ، اين ملعون ، اوّل نزد شيعه وجيه و مقبول بود و كتبى دارد ، شيخ ابى القاسم بن روح ، منزلت و جاهى براى او ظاهر مىنمود ، تا آنكه كذب او ، حديث باطل روايت كردن و بستن آن بر ابن روح ، كفريّات او از تناسخ ، انتقال روح پيغمبر به محمد بن عثمان عمرى ، روح امير المؤمنين عليه السّلام به ابى القاسم بن روح و روح فاطمهء زهرا عليها السّلام به دختر محمد بن عثمان ، امّ كلثوم - تا اين را وسيله سازد و ادّعا كند مظهر ربّ است و خداى تعالى در او حلول كرده - بر ابن روح ظاهر شد .
بنابراين لعن و برائت او را بر شيعه ظاهر كرد ، بعد از حجّت - عجّل اللّه فرجه - در لعن و برائت از او توقيع بيرون آمد و ميان شيعه رسوا و كشته شد .
هامش
( 1 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 398 .
( 2 ) . همان ، ص 399 .
( 3 ) . همان ، ص 402 - 401 .
( 4 ) . يكى از شهرهاى عراق .