او را وكيل و سفير از جانب امام حجّت - عجّل اللّه تعالى فرجه - معيّن نمود ، شيعه قبول كردند ولى بودند كسانى كه جز بعد از ظهور معجزات و اخبارات به يد او قبول نكردند ، چون موقع وفات ابو الحسن رسيد و از وكيل و نايب بعد از او ، سؤال كردند توقيعى به اين مضمون بيرون آورد : شش روز ديگر مىميرى ، به احدى وصيّت مكن كه بعد از تو قائممقام تو باشد ؛ زيرا غيبت تامّه رسيد . « 1 »
ديگر جماعتى از وكلا كه در زمان وكلاى اربعهء متقدّمه در جزئيّات مداخله داشتند ، چنانكه سيّد بن طاوس در ربيع الشيعه فرموده و در كتب غيبت « 2 » ذكر شدهاند ، ابو هاشم داود بن القاسم الجعفرى ، محمد بن على بن بلال ، عمر الاهوازى ، ابو محمد الوجنانى ، ابراهيم بن مهزيار و پسر او محمد از ايشان هستند ؛ نيز از ايشان است حاجز بن يزيد كه او بر معجزهء حجّت - عجّل اللّه تعالى فرجه - اطّلاع يافت و محمد بن جعفر اسدى كه ربيع الاخر سال سىصد و دوازده وفات يافت و احمد بن اسحاق ، ابراهيم بن محمد الهمدانى ، احمد بن حمزه بن اليسع ، غايب ليل كه اسمش ، على بن جعفر است و وكيل ابى محمد العسكرى بود ، ايّوب بن نوح كه رسولى از حجّت به توثيق اين جماعت خبر داد - كما في غيبة الشيخ و كتاب الكشّى - عطّار احمد بن محمد بن يحيى و عاصمى عيسى بن جعفر بن عاصم كه او را بر تشيع سىصد تازيانه زدند و در دجله افكندند ، على بن ابراهيم بن محمد همدانى متقدّم و پسر او ، قاسم بن على ، ابو على بسطام بن على و عزيز بن زهير ؛ اين سه نفر همزمان در همدان وكيل ناحيه بودند و از براى پسر او ابى محمد حسن بن هارون عمل مىكردند .
امّا مذمومين از اهل اطّلاع بر حجّت كه اوّل به آن حضرت قايل شدند و بر طريق شيعه بودند ، بلكه بعضى از وكلا بودند و بعد فاسد شدند و ادعاى بابيّت كردند و به لعن ايشان توقيع صادر شد و شيعه از ايشان تبرّى جستند و چنانكه شيخ طوسى رحمه اللّه در كتاب غيبت « 3 » فرموده : « ذكر المذمومين الّذين ادعوا البابيّة لعنهم اللّه اوّلهم
هامش
( 1 ) . الثاقب فى المناقب ، ص 604 - 603 .
( 2 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 51 ، ص 365 ؛ طرانف المقال ، ج 2 ، ص 326 .
( 3 ) . الغيبة ، ص 397 .