طعن زده نشده است .
از ايشان على بن شبل بن اسد است ؛ چنانكه شيخ ابو على او را در رجال خود به عنوان على بن شبل بن اسد الوكيل ستوده « 1 » و اگرچه در تقيح المقال فرموده : وصف او به وكيل ، منحصر به شيخ ابو على است و در كلام غير ايشان ، توصيف او را به وكيل واقف نشدم ؛ فتحرّر .
از ايشان على بن محمد بن صالح بن محمد همدانى است ؛ چنانكه در تنقيح المقال است كه حضرت بقيّة اللّه الحجّة المنتظر - ارواحنا له الفدا - بعد از فوت پدرش محمد بن صالح همدانى دهقان ، او را وكيل نمود .
از ايشان عيسى بن جعفر بن عاصم عاصمى است ؛ چنانكه صدوق رحمه اللّه در كمال الدين فرموده : اين عاصمى از جمله كسانى است كه بر معجزات حضرت بقيّة اللّه - عجّل اللّه فرجه - واقف شده ، آن بزرگوار را رؤيت فرموده و از جانب آن سرور در كوفه وكيل بوده است .
از ايشان قاسم بن محمد بن على بن ابراهيم بن محمد همدانى است ؛ چنانكه در رجال نجاشى « 2 » است كه ابو العبّاس احمد بن على بن نوح به ما خبر داد و گفت : ما را ابو القاسم جعفر بن محمد حديث كرد و گفت : ما را قاسم بن محمد بن على بن ابراهيم بن محمد ، وكيل ناحيه و پدر او وكيل ناحيه و جدّش على ، وكيل ناحيه و جدّ پدرش ، ابراهيم بن محمد ، وكيل ناحيه حديث كرد و گفت : احمد بن نوح كه در وقت قاسم به همدان بود و على بن بسطام بن على و عزيز بن زهير با او بود و او يكى از طايفهء بنى كشمرد بود ، سهتاى ايشان در يك موضع به همدان وكيل بودند كه در اين امر به سوى ابو محمد حسن بن هارون بن عمران همدانى رجوع مىكردند و از رأى او و همچنين از رأى پدر او ابو عبد اللّه بن هارون امور راجع به وكالت خود را صادر مىنمودند ، ابو عبد اللّه و پسر او محمد هردو از وكلاى ناحيهء مقدّسه بودند .
هامش
( 1 ) . الامالى ، ص 14 ؛ رجال النجاشى ، ص 19 ؛ منتهى المقال فى احوال الرجال ، ج 5 ، ص 24 .
( 2 ) . رجال النجاشى ، ص 344 .