شود . چنانكه در ياقوتهء نهم از عبقريّهء دهم اين بساط ، كيفيّت ديدن او زنى از ملازمات آن سرور را نقل كردهايم ، رجوع شود .
از ايشان محمد بن احمد بن جنيد است كه به ابى على ، مكنّا و به كاتب اسكافى ، ملقّب است ؛ چنانكه در خلاصهء علّامه آمده : « محمّد بن احمد بن الجنيد ابو على ثقه جليل القدر صنّف فاكثر قيل انّه كان عنده مال للصّاحب عليه السّلام و سيف ايضا و انّه اوصى به إلى جاريته فهلك ذلك » . « 1 » در ايضاح آنچه را علّامه در كلام خود به گويندهاى مجهول نسبت داده ، بدون نسبت ذكر نموده و بعد از عنوان او گفته : « وجه في اصحابنا ثقة جليل القدر صنف فاكثر كان عنده مال للصّاحب عليه السّلام و سيف و اوصى به إلى جاريه فهلك » . در تنقيح المقال در وكيل بودن او مناقشه نموده به اينكه مجرّد بودن مال و سيف براى حضرت حجّت نزد او بر اينكه آن بزرگوار آنها را نزد او امانت نهاده ، دلالت ندارد تا آنكه بر وكالتش از آن سرور دلالت نمايد .
شايد آنها يكى از اموالى بودهاند كه بايد براى آن بزرگوار به سوى نايب عامّ آن حضرت جلب شود ؛ يعنى سهم امام مرسوم ، متداول در زمان غيبت بوده و بزرگان اين قضيّه را از ابن جنيد مذكور به جهت اين نقل كردهاند كه خواستهاند بفهمانند او صرف مال امام و حقوق آن حضرت را جايز نمىدانسته ، بلكه رأى او اين بوده كه بايد آنرا حفظ و در وقت مردن بايد به آن وصيّت نمود و نزد شخصى امين سپرد .
از ايشان محمد بن شاذان بن نعيم است ؛ چنانكه در تنقيح المقال است كه حائرى فرموده : او به خلاف محمد بن احمد بن شاذان از وكلاى ناحيهء مقدّسه است ، چرا كه از وكلاى حضرت عسكرى عليه السّلام است ، فارجع و تحرّر .
از ايشان محمد بن اسحاق قمى است ؛ چنانكه وحيد بهبهانى در حاشيهء رجال ميرزا از صدوق و او از محمد بن جعفر بن عون اسدى روايت نموده : يكى از وكلاى صاحب الزمان - ارواحنا له الفداء - كه آن حضرت را ديده و بر معجزهء آن سرور واقف شده ، محمد بن اسحاق از اهل قم است .
هامش
( 1 ) . جامع الرواة ، ج 2 ، ص 59 .