نمىشدند ، مردمان ايشان را به خدايى مىستودند و پرستش مىكردند ، فضل صبورى و شكيبايى انبيا در بلا و محن به ميزان اختبار « 1 » رفت و خداوند اين پيغمبران را در همه حال چون مردم داشت . در ابتلا و امتحان مانند مردم رنج شديد و آزار ديدند ، لكن وقت بليّه و مصايب صابر بودند و هنگام غلبه شاكر و در همهء احوال خاشع و خاضع بودند و متجبّر و متكبّر نبودند و زيستند براى آنكه مردم بدانند اين پيغمبران هم يزدان و آفرينندهاى دارند كه او را ستايش مىكنند ، پس مردمان هم او را ستايش كرده ، پيغمبران را اطاعت نمايند و ايشان را حجّت خدا در زمين دانند و آنكس كه از حدّ ايشان تجاوز كند و ايشان را به ربوبيّت و الوهيّت بستايد تا با ايشان مخالفت و معاندت آغاز كرده ، انكار كنند آنچه را كه از جانب خدا آوردهاند ، هلاك شود ؛
لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ
« 2 » .
محمد بن ابراهيم بن اسحاق مىگويد : چون حسين بن روح - قدس اللّه روحه - اين كلام را فرمود ، من رفتم و بامداد ديگر عزيمت كردم كه در خدمت او حاضر شوم و بپرسم اين كلمات و بيانات شافيه از اوست يا از امام عليه السّلام به او افاضه شده ؛ همينكه در محضرش حاضر شدم هنوز مكنون خواطر خود را مكشوف نداشته بودم ؛
فرمود : اى محمد بن ابراهيم ! لئن اخّر من السّماء و تخطفنى الطّيرا و تهوى بى الرّيح في مكان سحيق احبّ الىّ من ان اقول في دين اللّه تعالى برائى و من عند نفسى بل ذلك من الاصل و مسموع من الحجّة صلوات اللّه عليه ؛ اگر از آسمان در افتم ، عقاب و پرندهاى مرا بربايد يا باد سختى عاصف مرا در پيچد و در بيابانى بىآب و علف درافكند ، نزد من محبوبتر از آن است كه در دين خدا سخن براى خود گفته باشم و از خود بيان كرده باشم ، اين جمله از مبدأ فيض و از قائم آل محمد - صلوات اللّه عليه - مسموع است .
از جملهء روايات كثيرة الفايده از او روايتى است كه آنرا شيخ طوسى در غيبت « 3 »
هامش
( 1 ) . آن ميزان كه خبر داشتند .
( 2 ) . سورهء انفال ، آيه 42 .
( 3 ) . الغيبة ، ص 387 .