خبر دادند كه از جملهء ايشان على بن احمد بن عمران صفّار و حسين بن احمد بن ادريس بودند .
ايشان گفتند : سالى كه على بن حسين بن بابويه به رحمت ايزدى پيوست ، ما در بغداد بوديم و خدمت ابو الحسن على بن محمد سمّرى مشرّف مىشديم ، او هميشه احوال على بن حسين بن بابويه را از ما مىپرسيد و ما مىگفتيم : مكتوب به ما رسيده او در حال حيات است و حالش به ، تا آنكه در روز وفات او نيز احوال وى را از ما پرسيد ، ما همچنانكه پيشتر گفته بوديم ، گفتيم . آنگاه به ما گفت : اجر شما در خصوص مصيبت وفات على بن حسين عليه السّلام بر خدا باد ! به درستى كه در اين ساعت به رحمت ايزدى پيوست .
ايشان گفتند : ما تاريخ آن ساعت ، آن روز و آن ماه را نوشتيم ، هفده يا هجده روز بعد ، خبر رسيد او در همان ساعتى كه شيخ ابو الحسن سمرّى - قدّس اللّه روحه - فرموده بود ، رحلت نموده است .
اين ناچيز گويد : روز وفات على بن حسين بابويه بنابر آنچه در بحار « 1 » نقل فرموده ، نيمهء شعبان سال سىصد و بيست و نه بوده ، شيعيان آن سال را به سال فرو پاشيدن ستارگان ، موسوم نمودهاند ، زيرا در آن سال اكثر علما و محدّثين اخبار به ديار باقى ارتحال نمودند كه از ايشان ثقة الاسلام محمد بن يعقوب كلينى رحمه اللّه صاحب كتاب كافى است .
در بحار « 2 » از غيبت طوسى رحمه اللّه « 3 » روايت نموده : جماعتى به ما خبر دادند از ابى جعفر محمد بن على بن الحسين بن بابويه ، او گفته ابو محمد حسن بن مكتب به من خبر داد و گفت : سالى كه شيخ ابو الحسن على بن محمد سمرّى وفات يافت ، من در بغداد بودم . چند روز پيش از وفاتش نزد وى حاضر شدم ، ناگاه توقيعى درآورد و به مردم نشان داد ، نسخهء آن بدين نهج بود ؛
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 360 .
( 2 ) . همان ، ص 361 .
( 3 ) . الغيبة ، ص 395 .