تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
خبرها را حفظ و ضبط مىكردند و ديگران از اهل قم قدرت بر آن نداشتند ، ايشان برادرى به‌نام حسن داشتند كه به حسب سن ، ميانهء ايشان بود ، به عبادت و زهد مشغول شد و از خلطه و معاشرت خلايق دورى مىكرد ، لكن فقيه نبود . ابن سوره گويد : وقتى كه ابو جعفر و ابو عبد اللّه پسران على بن حسين چيزى روايت مىكردند ، خلايق از حافظهء ايشان تعجّب مىكردند و به آن‌ها مىگفتند : حافظه و فضل و هنر شما به سبب دعاى امام است . اين حكايت ميان اهل حديث به حدّ شهرت و استفاضه رسيده بود . در بحار « 1 » از آن كتاب است كه ابن نوح گفته : از ابى عبد اللّه بن سورهء قمى شنيدم ، مىگفت : با مردى سرور نام كه عابد و متعهد بود ، در اهواز ملاقات كرديم ، لكن نسب وى را فراموش نمودم ، از او شنيدم ، مىگفت : من گنگ بودم و قدرت سخن گفتن نداشتم ؛ پدر و عمويم مرا در ايّام بچّگى كه سيزده يا چهارده سال داشتم برداشتند و نزد شيخ ابو القاسم حسين بن روح بردند و از او خواهش كردند به حضرت التماس نمايد خداوند عالم زبان مرا بگشايد . او چنين جواب داد : شما مأمور گشتيد به حاير امام حسين عليه السّلام برويد . سرور گويد : من و پدرم به كربلاى معلّا رفتيم ، غسل نموده و زيارت كرديم . آن‌گاه پدر و عمويم مرا صدا نمودند : يا سرور ! در آن حال به زبان فصيح گفتم : لبيك . ايشان گفتند : تو را خير باد ، آيا سخن گفتى ؟ ! گفتم : آرى ! ابو عبد اللّه بن سوره گويد : سرور مردى بود كه صداى بلند داشت . قطب راوندى در خرايج « 2 » از ابو غالب زرارى روايت كرده كه گفت : در كوفه با زنى از طايفهء هلالى تزويج كردم كه خرّاز بودند ، آن زن موافق ميل من افتاد و در دلم جا كرد ، اتّفاقا ميان من و آن زن اختلافى واقع شد كه باعث گرديد آن زن از خانهء من
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 325 . ( 2 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 480 - 479 .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 108 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي