ديدم كه آنرا در اهواز نوشته بود و نسخهاى از آن ، اين است : نعرفه عرّفه اللّه الخير كلّه و رضوانه و اسعده بالتّوفيق وقفنا على كتابه و ثقتنا بما هو عليه و انّه عندنا بالمنزلة و المحلّ الذين يسرّ انه زاد اللّه في احسانه اليه انّه ولى قدير و الحمد للّه لا شريك له و صلّى اللّه على رسوله محمّد و آله و سلّم تسليما كثيرا .
حاصل مضمون فقرات بلاغت آيات ، اين است : ما او يعنى ابى قسم را مىشناسيم ، خداوند عالم ، طريقهء همهء خير و رضاى خود را به او بشناساند و او را به توفيق خود يارى نمايد ، بر مكتوب او مطّلع گرديدم ، به امانت و ديندارى وى وثوق داريم و او نزد ما مكان و منزلت بلندى دارد كه به سبب آن منزلت ، خوشحال و شادان است و خداوند عالم ، احسان خود را در مادّهء وى بيفزايد ؛ به درستى كه او صاحب همهء نعمتهاست و بر همهچيز قدرت دارد . حمد خداى را باد كه شريك ندارد و خداوند عالم صلات و سلام بر محمد صلّى اللّه عليه و إله و آل او بفرستد . بعد از آن ، محمد بن نفيس نوشته بود :
اين رقعه روز يكشنبه ، شش شب از ماه شعبان گذشته بود كه سال سىصد و پنج هجرى واقع شد .
شيخ طوسى رحمه اللّه « 1 » و ديگران « 2 » روايت كردهاند : على بن بابويه عريضهاى خدمت حضرت صاحب الامر عليه السّلام نوشت كه آن حضرت توسّط حسين بن روح از خداوند عالم اينرا مسألت كند كه چند پسر به او عطا فرمايد و ايشان را فقها و اهل علم گرداند ، چرا كه دختر عموى خود را كه محمد بن بابويه باشد ، تزويج نموده بود و اولادى از او نداشت . شيخ ابو القاسم اين را از حضرت حجّت - عجّل اللّه تعالى فرجه - مسألت نمود ؛ جواب رسيد از اين زن مولودى براى تو نخواهد شد ، لكن به زودى به كنيزكى ديلميّه مالك مىشوى و از او دو پسر برايت متولّد مىشود كه هردو صاحب علم و فقه باشند .
ابن نوح گويد : ابو عبد اللّه بن سوره به من خبر داد كه ابو الحسن بن بابويه سه پسر داشت ؛ از آنها محمد و حسين فقيه بودند و در حفظ احاديث مهارت داشتند ، ايشان
هامش
( 1 ) . الغيبة ، ص 308 - 307 .
( 2 ) . معانى الاخبار ، ص 84 ؛ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 325 - 324 .