از ايشان مريم مادر حضرت عيسى است . علّامه مجلسى رحمه اللّه در حيات القلوب فرموده : قطب راوندى به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده : حضرت مريم پانصد سال پيش از ولادت عيسى فرج خود را از حرام محافظت نمود و بعد از اينكه كيفيّت قرعه زدن براى كفالت آن حضرت را بيان مىكند ، فرموده : و به غير از زكريّا كسى نزد او نمىرفت ، او پانصد سال بعد از پدر خود - عمران - زندگى كرد .
اين ناچيز گويد : خداوند عالم است كه او هنگام فوت عمران ، سنّش چقدر بوده ، پس از اين روايت ظاهر مىشود او بيش از پانصد سال زندگى نموده ؛ اگرچه علّامه مجلسى رحمه اللّه بعد از نقل اين روايت مىفرمايد : اين مدّت طويل در عمر شريف آن حضرت بسيار غريب و مخالف ظواهر ساير اخبار و آثار است و اللّه العالم .
از ايشان لقمان عادى كبير است كه بنابر نقل صدوق در كمال الدين « 1 » ، پانصد و شصت سال زندگى كرده كه به قدر مدّت زندگانى هفت نسر بوده ؛ چون عمر هرنسرى هشتاد سال است .
اصل حكايت آن است كه او از جمله اولاد عاد بود كه او را با جماعتى براى استسقاى باران به مكّهء معظّمه فرستادند - بنابر كيفيّتى كه شايد بعد از اين به آن اشاره شود - پس از خبر شدن از هلاكت قوم عاد ، او مخيّر گرديد بين مدّت عمر هفت رأس گاو گندمگون در كوه سختى كه باران به آن نرسد ؛ به نحوى كه بعد از مردن يكى از آنها ، ديگرى به جاى آن گذاشته شود و بين مدّت عمر هفت مرغ نسر ، به طريق مذكور .
لقمان شقّ دوّم را اختيار نمود ، پس جوجهء مرغ نسر را مىگرفت و در كوهى مىگذاشت كه در دامنهء آن ساكن بود و هرقدر آن مرغ عمر داشت ، آنجا زندگى مىكرد ؛ وقتى آن مرغ مىمرد ، ديگرى را مىگرفت ، به جاى آن مىگذاشت تا آنكه شش مرغ به كيفيّت مذكور هلاك شدند ، چون نوبت به مرغ هفتم رسيد - كه لبد نام داشت - عمرش از ما بقى مرغان طولانىتر گشت .
آنگاه لقمان در خصوص آن مرغ گفت : طال الأبد على لبد ؛ عمر لبد طولانى
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 559 .