نتوان اين همه خون ريخت و اگر از روى معاينه و يقين باشد ، واجبتر است كه دست از اين خونريزى بردارى تا هنگامى كه جماعت عرب بر عجم غلبه جويند ، رأفت و رحمت تو را به ياد آورند و به مردم عجم كمتر زحمت دهند .
چون سخن بدينجا رسيد ، شاپور سر به زير افكند ، سخن او را نيك ، انديشه كرد و با صواب مقرون دانست . سپس سر برآورد ، عمرو را تحسين كرد و گفت : مرا از در صدق پند و اندرز دادى و من به پاداش سخنان تو اين قوم را امان دادم ، نيز فرمود ندا در دهند تا لشكريان به هيچكس از مردم عرب زحمت نرسانند ، آنگاه بنى تغلب را خطّ امان فرستاد ، در اراضى بحرين ، سكون فرمود ، بنى بكر بن وائل و بنى حنظله را در بصره و اهواز جاى داد ، بنى تميم و قبايل عبد القيس را به سواحل عمّان و اراضى يمن فرستاد ، بعضى از قبايل بنى بكر را به سوى كرمان كوچ داده ، در آنجا سكنا فرمود ، نيز گروهى از بنى تغلب را در تهامه ، نشيمن داد و همهء اينها از بركت زبان عمرو بن تميم به پايان آمد . عمرو مذكور پس از اين واقعه ، هشتاد سال ديگر در دنيا بزيست كه مجموع عمر او سىصد و هشتاد سال شد .
[ چهارصد الى پانصد سال ] 13 صبيحة
بدان طبقهء چهارم معمّرين كسانىاند كه سنين عمرشان در اين سراى بابلا پيچيده به چهارصد الى پانصد سال رسيده ، همچنين اهل اين طبقه ، اعدادى كثير و افرادى بثيراند .
از ايشان عمرو بن حممة الدوسى است كه بنابر نقل شيخ طوسى در كتاب غيبت « 1 » و علّامه مجلسى رحمه اللّه در بحار ، « 2 » چهارصد سال عمر نموده و گويندهء اين ابيات است :
كبرت و طال العمر حتّى كانّنى * سليم افاع ليله غير مودع
هامش
( 1 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 117 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 289 .