بكوب ؛ يعنى غافل را به تنبيه جزئى آگاه نما ، بر او اذيّت مكن و او را رسوا منما ؛ يعنى با او طريقهء ملايمت پيش گير ! انسان چيزى را ياد نمىگيرد مگر آنكه به ديگرى تعليم نمايد .
از ايشان حضرت صالح پيغمبر است ؛ چنانكه در ناسخ است كه حضرت صالح ، تمام قامت و عريض الصدر بود ، به فصاحت زبان و ملاحت بيان ، معروف و به ضخامت جثّه و محاسن كشيده ، موصوف بود ، موى سياه و رخسارى سرخ و سفيد داشت ، پيوسته پاى برهنه مىگشت و نشر مواعظ مىكرد ؛ در سراى فانى ، مقام و مسكنى نپرداخت تا در آن آسوده شود ، به شريعت هود عليه السّلام ، مردم را دعوت مىكرد و چون از ملزومات نبوّت فراغت جست ، به وسيلهء تجارت ، كسب معيشت فرمود ، مدّت زندگانىاش در اين سراى پر ملال دويست و هشتاد سال بود و مدفن مباركش در بيت اللّه الحرام ، ميان ركن و مقام است .
[ سيصد الى چهارصد سال ] 11 صبيحة
بدان طبقهء سوّم معمّرين كه اسامى آنان در كتب غيبت ثبت ، و بحارى حالاتشان در آنها ضبط است ، كسانىاند كه سنين عمرشان در اين سراى بىدوام از سيصد الى چهارصد سال بوده ، اهل اين طبقه نيز جمّى غفير و جمعى كثير هستند .
از ايشان ارمياى نبى است كه پيغمبرى با شأن و رفعت و با بختنّصر معاصر بوده ، معجزات بسيار و خوارق عادات بىشمار از آن جناب ظاهر شده .
از جمله ، آن وقت كه آل يهود را از رفتن به مصر منع نمود و گفت بختنّصر عقب شما به مصر خواهد آمد و شما را در آنجا قتل و غارت خواهد نمود كه ايشان نپذيرفتند و او را هم ، با خود به مصر بردند ؛ ناگاه به ارميا خطاب شد : چهار سنگ را بگير و در برابر آن خانهاى كه معيّن فرماييم ، مدفون ساز و به آل يهود بگو : بختنّصر تا اينجا خواهد آمد ، آل يهود را در معرض سبى و قتل درخواهد آورد و تخت او را در