هركس بعد از وفات ضبيرهء سهمى ، از حوادث روزگار ايمن باشد ، لا محاله خواهد مرد ، زيرا مرگ به سبب هجوم آوردن حوادث نيست ؛ چنانكه مرگ ضبيره بر پيرى وى پيشى نمود و ناگهان او را دريافت . پس وقتى حال را بدين منوال ديديد ، توشهء راهى براى خود برداريد و اگر برنداريد ، ناگهان هلاك مىشويد ؛ طورى كه خويشان و ساير اهلتان ، بر هلاكت شما مطّلع نمىشوند .
از ايشان حضرت ايّوب پيغمبر است ؛ چنانكه در اخبار الدول « 1 » است كه گفته شده : عمر آن بزرگوار در اين سراى عاريت دويست و بيست سال بود . اگرچه بعضى هفتاد و سه و بعضى نود و پنج سال هم گفتهاند و قبر آن بزرگوار در محلّ ابتلاى او است كه آن ارض بثينه و حولان است كه از توابع دمشق و جابيه مىباشد . در ناسخ ، عمر آن بزرگوار را دويست و بيست و شش سال تعيين نموده است .
از ايشان الأقوة بن مالك اودى است كه بنابر نقل شيخ كراجكى در كنزل الفوائد ، « 2 » دويست و سى سال در دنيا تعيّش نموده و براى او وصيّتى براى قوم خود است ؛ چنانكه او قصيدهء مشهورى دارد .
از ايشان ؛ يعنى از اهل اين طبقهء ثانيه ، مرقع بن ضبع است ؛ چنانكه در بحار « 3 » و كمال الدين « 4 » است كه مرقع بن ضبع از جملهء معمّرين بود كه دويست و چهل سال عمر كرد ، زمان اسلام را درك نمود و لكن اسلام نياورد .
از ايشان معدى كرب حميرى است كه از آل ذى رعين بوده ؛ چنانكه در بحار « 5 » است كه او دويست و پنجاه سال عمر نمود و در غرر و درر است كه ابن سلام گفته : معدى كرب درحالىكه عمرش طولانى شده بود ، اين دو بيت را گفت :
ارانى انّما افنيت يوما * اتانى بعده يوم جديد
هامش
( 1 ) . اخبار الدول و آثار الاول ، ج 1 ، ص 115 .
( 2 ) . كنز الفوائد ، ص 251 .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 241 .
( 4 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 561 .
( 5 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 277 ؛ امالى المرتضى ، ج 1 ، ص 183 .