حضرت فرمود : يا جابر ! لانّهم عترتي من لحمي و دمي فاخي سيّد الاوصياء و ابناى خير الاسباط و ابنتى سيّدة النّسوان و منّا المهدىّ . قلت : يا رسول اللّه ! و من المهدى ؟ قال : تسعة من صلب الحسين ائمّة ابرار و التاسع قائمهم ، يملأ الأرض قسطا و عدلا يقاتل على التأويل ، كما قاتلت على التنزيل .
فرمود : اى جابر ! اين عنايت الهى براى ايشان ، از اين حجّت است كه آنان عترت من و از گوشت و خون مناند ؛ برادرم ، سيّد اوصيا ، دو پسرم ، بهترين اسباط ، دخترم ، سيّدهء زنان و مهدى از ماست .
عرض كردم : مهدى كيست ؟
فرمود : نه نفر از صلب حسين ، امامان نيكو باشند و نهمى ، قائم ايشان است كه زمين را پر از عدل و داد كند و بر تأويل قتال فرمايد ؛ چنانكه من بر تنزيل قتال كردم .
بدان چنانكه در روايت كفايت الأثر است ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله اين كلمه را دربارهء على هم فرموده ؛ مخاطبا بجنابه تقاتل على التأويل ، كما قاتلت على تنزيله .
امير المؤمنين عليه السّلام هم كلمهء مباركهء اخيره را در فرمايشات خود فرموده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بر تنزيل مقاتله مىفرمود و من بر تأويل مقاتله مىنمايم . معنى آن در اين حديث شريف نبوى كه جابر روايت كرده ، اين است : حضرت بقيّة اللّه با كسانى جنگ كند كه در ظاهر ، دعوى اسلام نمايند و خود را اهل قرآن بدانند ، ولى لبّ و حقيقت اسلام و قرآن را كه وجود مبارك امام است ، تصديق نكنند ؛ چون ناكثين و قاسطين و مارقين در عصر امير المؤمنين عليه السّلام با وى جنگ كنند ؛ چنانكه رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله با كفّار و مشركين كه منكر نزول قرآن بودند ، جنگ فرمود ، انتهى .
[ روايت ابو حمزهء ثمالى ] 31 صبيحة
صدوق در كمال الدين « 1 » به اسناد خود از ابو حمزهء ثمالى روايت نموده ، حضرت
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 323 .