خصلت به او غيظ دارد و زمانه بر آن طولانى گردد و هركس به قسمت راضى شود ، هر آينه زندگانى وى خوب گردد .
آفت تدبير ، تبعيّت خواهش و تحصيل آداب حسنه به عادت كردن است و با آنها احتياج به كسى با دوستى و محبّت بهتر از بىاحتياجى با بغض و عداوت است . از اموال دنيا هرچه به تو رسيدنى است ، مىرسد ؛ هرچند در طلب آن ضعيف و قاصر باشى و آنچه به ضرر تو است ، نمىتوانى از خود رفع كنى . گمان بد كردن شرافت را برمىدارد و حسد دردى بىدواست .
شادى كردن كسى در مصيبت ديگران ، باعث رسيدن مثل آن مصيبت بر او است . هر كه به قومى نيكويى كند ، در عوض آن خوبى ببيند و ندامت و پشيمانى ، ملازم سفاهت است ، ستون عقل ، حلم و در صبر ، جايگاه كارها را فراهم نمودن است ، بهترين كارها از حيث عاقبت ، عفو است و حسن عهد و پيمان ، دوستى را باقى گذارندهتر است . هركس روزى دوست را زيارت و روزى ترك كند ، هرآينه دوستى ايشان زيادتر مىشود .
وصيّة الأكثم حين الوفات ، مقالة حاوية للعظات
چون حالت احتضار اكثم بن صيفى را فرارسيد ، پسران خود را جمع نمود و به ايشان گفت : به درستى كه روزگارى طولانى بر من گذشته ، مىخواهم پيش از وفاتم شما را توشه دهم ؛ شما را به تقوا و صلهء رحم وصيّت مىكنم . احسان و نيكوكارى را بر خود لازم داريد ، زيرا آن ، سبب زيادتى عوان و انصار و مانند درختى است كه بيخ و شاخش هرگز مضمحل نمىشود ، شما را از معصيّت خدا و قطع نمودن ارحام نهى مىكنم ، زيرا آنها به منزلهء درختى هستند كه بيخش ثابت نمىشود و شاخش نمىرويد .
زبانهاى خود را نگاه داريد ، زيرا سخنان بد باعث هلاكت شماست به درستى كه گفتن سخن ، دوستى براى من باقى نگذاشت ؛ يعنى از سخنان حق ، دوستانم همه رنجيدند و دشمن شدند . اشتران را اعزاز نماييد ، زيرا صداق زنان نجيبه و خونبهاى كشتهها هستند .