علم به آن حاصل نبوده و در ظنّ به چيزى ، بعد از آنكه ظنّ به آن حاصل نبوده ، استعمال مىشود .
امّا هرگاه اين لفظ به سوى بارى تعالى اضافه و نسبت داده شود ، بعضى از اطلاقات آن در ساحت قدس بارى جايز است و بعضى از آنها جايز نيست ؛ امّا اطلاقاتى بر بارى تعالى جايز است ، اين است كه « بدا » بعينه چيزى را افاده كند كه نسخ افاده مىكند و آن ، رفع حكم ثابت به دليل و موقّت بودن حكم اوّل در وقت جعلش به زمانى معيّن باشد .
بنابراين اطلاق بدا در چنين صورتى كه مفاد آن ، مفاد نسخ است ، به نحوى از توسّع است و اخبار وارده از صادقين كه متضمّن اضافهء بدا به سوى بارى هستند ، بنابراين اطلاق است ؛ نه بر اطلاقى كه در ساحت قدس بارى سزاوار نيست و آن ، حصول علم به چيزى است كه پيش از آن ، علم به آن حاصل نبوده .
وجه اطلاق بدا به معنى اوّل كه مفادّش ، مفادّ نسخ بر بارى تعالى بود و جهت تشبيه ، اين است كه چون آنچه بر نسخ دلالت مىكند ، ظاهر مىنمايد و به وسيلهء آن چيزى براى مكلّفين ظاهر مىشود كه پيش از آن ظاهر نبوده و به آن علمى برايشان حاصل مىشود كه از پيش حاصل نبوده ، از اين جهت ، لفظ بدا در آن اطلاق شده است .
ترجمهء كلمات آن مرحوم تمام شد .
اين ناچيز گويد : ماحصل فرمايشات شيخ مرحوم ، اين است كه بدا در تكوينيّات نسبت به بارى تعالى ، بعينه نسخ در تشريعيّات است ؛ چنانكه از محقّق داماد نقل شده و نسبت به مخلوق ، علم به شى بعد إن لم يكن ، يا ظنّ بشىء بعد إن لم يكن است كه همان ظهور بعد از خفا مىباشد ، و لكن تحقيق اين است كه بدا ، غير از نسخ است ، چون آنچه حكم نسخ شده ، حكم ثابت معيّن و آنچه در آن بداست ، حكم موقوف معلّق است .
اگر خواستى ، چنين تعبير كن : نسخ ، رفع ثابت به « را » و بدا دفع ثبوت به « دال » است ؛
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 767
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٧٦٧