انقضاى مدّت همهء حروف مقطّعه باشد كه هريك از آنها به دولتى متعلّق است ، لكن اين وجه از ظاهر لفظ حديث ، دور است و ما هم به آن راضى نمىشويم ، زيرا بنابراين فرض ، ظهور آن حضرت بسيار طول مىكشد و ما طاقت آن را نداريم ، خداوند واهب العطايا فرجش را تعجيل فرمايد !
تحقيقات در حلّ اين خبر مشكل و شرح آن ، از ذهن و قريحهء خود و به فضل خدا به عرصهء ظهور رسيد ، فخذ ما أتيتك و كن من الشاكرين !
[ روايت ابى بصير از امام صادق ( ع ) ] 8 صبيحة
در جلد سيزدهم بحار « 1 » از جامع شريف كافى به اسنادش به ابى بصير از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده كه فرمود : به درستى كه خداوند متعال به عمران وحى فرمود :
همانا من فرزند ذكر سوىّ مباركى به تو مىبخشم كه اكمه و ابرص را ابرأ نمايد و مردهها را به اذن اللّه احيا فرمايد و او را پيغمبر و رسول به جانب بنى اسراييل قرار مىدهم .
عمران بشارت الهى را براى حنّه ، زوجهء خود كه مادر مريم عليها السّلام است ، بيان نمود .
وقتى حنّه حامله شد ، پيش خود گمان كرد آن فرزند ، همان است كه خداوند فرموده ، چون وضع حمل كرد و ديد دختر است ، عرض كرد :
رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى
« 2 » ، چراكه دختر شايستهء پيغمبرى نيست . خداوند فرمود :
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ ،
تا آنكه خداوند عيسى را به مريم عطا نمود و كسى كه خدا عمران را به وجود او ، وعده و بشارت داده بود ، عيسى بود ، بنابراين هرگاه ما دربارهء مردى از اهل بيت خودمان چيزى گفتيم ، در پسر و پسر او يافت شود ، آن را انكار نكنيد .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 121 - 119 .
( 2 ) . سورهء آل عمران ، آيه 36 .